اگر این روزها سری به بازار بزنید خواهید دید که اسب سرکش گرانی و افزایش قیمتها همچنان میتازد و مردم هم هر چقدر میدوند به گرد پایش نمیرسند و با مشاهده قیمتهایی که بر روی کالاها حک شده است و افزایش چشمگیر آنها نسبت به گذشته، مغزتان سوت میکشد.

اقتصاد ۲۴ – صفحات اقتصادی روزنامهها و سرویس اقتصادی خبرگزاریها بیشتر اخبار گرانی و کمبود کالا را منتشر میکنند و اگر اخبار را دنبال کنید تیترهایی نظیر “داستان تکراری کمبود مرغ در بازار”، “نرخ لبنیات چربتر شد”، “مرغ از سفره مردم پرکشید”، “ساز ناکوک قیمت گوشت قرمز”، “گرانی بیشتر از گرانفروشی”، فریاد شهروندان برای افزایش اجاره خانه به جایی نمیرسد”، “گرانی، داد اصناف را هم درآورده است”، “بازار سرد لباس گرم”، “چرا خودرو گران شد” را خواهید دید که تنها نمونههایی از گرانیهای اخیر است.
با وجود افزایش سرسام آور و محسوس قیمتها متاسفانه و در کمال تعجب برخی مسئولان همچنان در مقام انکارند و حتی در مواردی همچون افزایش نرخ حملونقل عمومی و نیز رشد صعودی قیمت برخی کالاهای اساسی مورد نیاز روزانه خانوار، مسئله را طبیعی میدانند. ادعایی که درستی یا نادرستی آن با مشاهده قیمتها مشخص میشود و گزارش میدانی خبرنگار ایسنا از بازار ساوه که به درخواست تنی چند از شهروندان ساوجی برای انعکاس نارضایتی آنها از وضعیت گرانی صورت گرفت، حاکی از رشد سرسام آور قیمت هاست.
بازار ملتهب خرید کالاهای اساسی و مایحتاج خانواده بیشتر از همیشه دغدغه شهروندان ساوجی است، بازاری که هر روز و شاید هر ساعت قیمتهای متغیر و بالا و پایین آن باعث نارضایتی، کلافگی و سردرگمی مردم شده است و گرانی ها موجب شده تا مردم حتی از خرید حداقل های زندگی روزمره نظیر مرغ، گوش، لبنیات، برنج، حبوبات و … محروم و در حال فاصله گرفتن شتابان از شاخص برخورداری از رفاه نسبی باشند.
تنی چند از شهروندان ساوجی بر کمرنگ شدن نظارت دستگاههای مربوطه و افزایش چندباره قیمت اقلام مختلف خصوصا لبنیات، برنج، روغن، گوشت، مرغ، تخم مرغ و میوه و سبزیجات، تاکید داشتند.
“موسی قربانی” یکی از این شهروندان با نشان دادن قیمتهای یک ماه گذشته لبنیات در یکی از فروشگاههای عرضه کننده مواد لبنی، گفت: در ماه گذشته ماست ۹۰۰ گرمی نیمه چرب ۱۴ هزار تومان، کم چرب ۱۲ هزار تومان، ماست دبهای پرچرب ۳۴ هزار تومان، شیر کم چرب ۹ هزار تومان، شیر پرچرب ۹۸۰۰ تومان بوده است در حالی که با گذشت یکماه این قیمتها به ترتیب به ۱۸ هزار، ۱۷ هزار، ۳۸ هزار، ۱۱ هزار و ۱۳ هزار رسیده که افزایشی بین ۲۳ تا ۴۲ درصد را نشان می دهد.
به مغازه دیگری میرویم و این شهروند با نشان دادن قیمت مصرف کننده رب گوچه فرنگی در ماه گذشته و فعلی میگوید: رب گوجه فرنگی در ماه گذشته ۲۰ هزار تومان بوده و هم اکنون به ۳۶ هزار تومان رسیده است، هر کیلو برنج ایرانی ماه گذشته ۴۲ هزارتومان و امروز ۵۸ هزار تومان شده، ماکارونی از ۸۵۰۰ تومان به ۱۳ هزار و ۴۰۰ تومان، هر کیلو چای از ۱۰۰ هزار تومان به ۱۲۵ هزار تومان رسیده و افزایش ۲۵ الی ۵۰ درصدی را تجربه کردیم.
البته واقفید که قیمت اقلام گفته شده و دیگر اقلام، بسته به برند عرضه کننده کالا نیز متفاوت است و شاید شما این اقلام را با قیمت های بالاتری هم خریده باشید مانند داستان همان ماست دبه ای ۵۰ هزار تومانی معروف!
وارد هر مغازهای که میشویم داستان تکراری گرانی اقلام و مایحتاج ضروری را از شهروندان و کسبه میشنویم و در صحبتهای خود تاکید دارند که توان خرید مردم هم بدلیل افزایش نجومی قیمتها کاهش یافته به گونهای که فروشگاهها خلوتتر از گذشته شده و ترفندهای تخفیف و جایزه هم منجر به حضور گسترده مردم در مراکز خرید نمیشود.
معترضان به افزایش بی رویه قیمت ها فقط مشتریان نیستند، عرضه کنندگان هم دل خوشی از این شرایط ندارند.
یک فروشنده مواد غذایی که از افزایش قیمتها گلایهمند است، اظهار کرد: وقتی کالایی پر مصرف افزایش قیمت پیدا میکند برای ما هم به صرفه نیست چرا که از یک سو قدرت خرید مردم کاهش پیدا میکند و از سویی دیگر با افزایش قیمت یک کالا، قیمت کالاهای دیگر نیز بالا رفته و در نتیجه گرانی متوجه بیشتر کالاها میشود.
“حسین جوکار” در ادامه با اشاره به اینکه هیچگونه کمبود کالایی در بازار وجود ندارد، گفت: کمبودهای مقطعی و کوتاه مدت نیز بلافاصله از طریق اتحادیههای صنفی و اتاق اصناف تامین میشود و هیچ مشکلی در تامین کالاهای مورد نیاز مردم وجود ندارد.
وی با اشاره به گرانی کالاهای اساسی مورد نیاز مردم گفت: برخی اقلام اساسی مردم مدتی است که قیمت ثابت دارد اما متاسفانه قیمت برخی دیگر از کالاها نظیر برنج و لبنیات از سوی تولیدکنندگان و شرکتهای پخش افزایش یافت و برخی دیگر نظیر ماکارونی و رب گوجه که گران شده بود با دستور دولت به قیمت قبل برگشت.
جوکار با تاکید بر نظارت بر گلوگاههای تولید و پخش کالا توسط شرکتها و عاملان توزیع سراسری گفت: دستگاههای نظارتی باید از شرکتها سوال کنند که به چه علت یک کالا در سال باید چندین قیمت را تجربه کند و مردم چرا باید برای خرید یک کالا با قیمتهای متفاوت سرگردان شوند.
