جمعه ۶ شهريور ۱۴۰۵ – ۲۱:۱۲
کاظم دانشی متولد ۱۳۷۲، فارغ التحصیل مقطع کارشناسی در رشته کارگردانی تئاتر، و فیلمنامهنویس است. فیلمهای کوتاه راحانا، پرتقال، بادکنکهای رنگی، مثل تو و محدوده یک درجه از ساختههای او هستند که درجشنوارههای متعددی مثل فیلم کوتاه تهران، جشن تصویرسال، جشنواره فیلم مقاومت، فیلم کوتاه نسیم، و جشنواره فیلم آزاد، موفق به کسب جایزه شده اند. فیلم سینمایی” علفزار” اولین فیلم بلند کاظم دانشی است که در چهلمین دوره جشنواره فیلم فجربرنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه این جشنواره شد.این فیلم درجدول ردهبندی منتقدان و نویسندگان ماهنامه سینمایی فیلم نیز که هرسال بعد ازپایان جشنواره فیلم فجر برگزارمیشود به عنوان بهترین فیلم سال ۱۴۰۰ برگزیده شد.
و اما، دانشی پس ازموفقیت در«علفزار» باردیگر به سراغ فضایی کاملا دراماتیک و پروندههای جنایی و آدمهایی گرفتار درموقعیتهای شکننده و بحرانی رفته است، تا نتیجه تصمیمهایی را به تصویر بکشد که زندگی انسانها را برای همیشه تغییر میدهند. با این حال، «زندهشور» با بازی بهرام افشاری، حامد بهداد، امیرجعفری، شبنم مقدمی، مارال فرجاد و….تنها تکرار تجربه قبلی کارگردان نیست. اینبار فیلمساز به جای تمرکز بر یک پرونده، پنج محکوم به قصاص را در یک فضای مشترک کنارهم قرار داده که هرکدام گذشته و داستان خود را دارند و در آخرین شب زندگی برای ماندن تقلا میکنند.
فضای بسته فیلم نیز نقش مهمی در ایجاد تنش دارد. فضایی که توسط محسن نصراللهی طراحی شده (برنده سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه جشنواره فیلم فجراز سی و سومین دوره جشنواره فیلم فجربرای فیلم اعترافات ذهن خطرناک من).
این محیط فقط محلی برای وقوع داستان نیست بلکه خود به یکی ازعناصراصلی درام تبدیل میشود. شخصیتها در شرایطی قرار گرفته اند که فرصت چندانی برای فرار یا گریز از واقعیت ندارند. یکی دیگر از ویژگی های این اثر فشار روانی است که در بسیاری ازصحنهها نه ازطریق دیالوگهای طولانی بلکه با سکوت، نگاه و حتی واکنشهای بسیار کوچک به تماشاگر منتقل میشود. همین ویژگی سبب گردیده که «زندهشور» در بخشهایی به درامهای موفق اجتماعی پهلو بزند. در این آثار تعلیق فقط از یک راز جنایی به وجود نمیآید بلکه از برخورد آدمها با یکدیگر، در موقعیتهای مختلف و معمولا با ساختار قدرت شکل میگیرد.
فیلم از لحاظ فنی بدون ضعف نیست. ریتم روایت در بخشهایی دچار نوسان میشود و برخی انتخابهای روایی و بازیگران فضای کلی اثر را تحت تاثیر قرار داده اند، بعنوان نمونه تعدد داستانها و شخصیتها گاهی باعث فاصله گرفتن فیلم از مسیر اصلی داستان می شوند. با این حال، این ضعفها نمیتوانند «زندهشور» را به کلی از پای درآورند.
به قول دوست اهل فضلم، دکتر احسان میرزا محمدی،«زندهشور» با همه ضعف و قوتهایش، بیشتر از هرچیز روایتگر داستان آدمهایی است که در دشوارترین لحظه زندگی با معنای انسان بودن روبهرو میشوند.
این کارشناس فرهنگی،با اشاره به این موضوع که فیلمساز در این اثر با رندی و هوشمندی، ازفضای مجازی به عنوان اهرم فشار بر قانون استفاده میکند و تلاش دارد مصلحتهای فردی را بالاتر از نظم عمومی بنشاند، می افزاید: «زندهشور» دربرهه و اتمسفری ساخته شده که سینمای ایران بیش از هر زمان دیگری به سوی روابط عاطفی رادیکال علیه ساختارها حرکت میکند. فیلم با تکیه بر پروندههای واقعی، میکوشد مصلحت را جایگزین قانون کند و درست در دورانی که دستگاه قضا به هر نحو ممکن سعی در شفافسازی دارد، بذرهای تردید را درباره حساسترین احکام شرعی یعنی قصاص در دل تماشاگرمیکارد.
فیلم درظاهر درباره قصاص است اما موضوع اصلی آن درلایهای عمیقتر شکل میگیرد. «زندهشور» بیش از آنکه بخواهد درباره درست یا غلط بودن مجازات اعدام بحث کند، مخاطب را با حالتهای روانی افراد در موقعیتهای به شدت حساس و در موقعیتهای کوتاه در میان مرگ و زندگی روبهرو میکند. در جهان فیلم قصاص و بخشش دو مفهوم جدا از یکدیگر نیستند. این مفاهیم عمیق در کنارغم، ترس، امید و حتی شادی وصف ناپذیر رهایی از چنگال مرگ قرار میگیرند و همین تضادها فضای اصلی درام را شکل میدهند.
یکی از نقاط قوت فیلم کاظم دانشی تعدد شخصیتها و داستانهایی است که در دل روایت قرارگرفتهاند. هر یک از پنج محکوم، ماجرای خودش را دارد و هر سرنوشت گذشتهای را با خود به همراه میآورد. هرچند این ساختار میتوانست فیلم را به اثری پراکنده و بی سر و ته تبدیل کند اما تجربه سازنده «زندهشور» در بخشهای زیادی ازمسیر موفق میشود شخصیتها را از یکدیگر تفکیک نماید، بطوری که مخاطب میتواند داستان هر کدام را دنبال نموده و درعین حال آنها را بخشی از یک موقعیت بزرگتر ببیند.
فیلم درلحظاتی موفق می شود مخاطب را در موقعیت قضاوت قراردهد. به گونه ای که او خود را درجایگاهی میبیند که باید میان بخشش و قصاص، مسئولیت فردی و شرایط اجتماعی، قانون و احساسات بشری تصمیم بگیرد. این درحالی است که فیلمساز، رندانه پاسخ روشنی برای این پرسشها ارائه نمیدهد و شاید مهمترین ویژگی «زندهشور» نیز همین باشد. فیلم به جای آنکه مسئلهای پیچیده را به یک نتیجه ساده تقلیل دهد، مخاطب را با پرسشهایی رها میکند که پس از پایان فیلم نیزهمچنان ادامه دارند.
و اما، دانشی پس ازموفقیت در«علفزار» باردیگر به سراغ فضایی کاملا دراماتیک و پروندههای جنایی و آدمهایی گرفتار درموقعیتهای شکننده و بحرانی رفته است، تا نتیجه تصمیمهایی را به تصویر بکشد که زندگی انسانها را برای همیشه تغییر میدهند. با این حال، «زندهشور» با بازی بهرام افشاری، حامد بهداد، امیرجعفری، شبنم مقدمی، مارال فرجاد و….تنها تکرار تجربه قبلی کارگردان نیست. اینبار فیلمساز به جای تمرکز بر یک پرونده، پنج محکوم به قصاص را در یک فضای مشترک کنارهم قرار داده که هرکدام گذشته و داستان خود را دارند و در آخرین شب زندگی برای ماندن تقلا میکنند.
فضای بسته فیلم نیز نقش مهمی در ایجاد تنش دارد. فضایی که توسط محسن نصراللهی طراحی شده (برنده سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه جشنواره فیلم فجراز سی و سومین دوره جشنواره فیلم فجربرای فیلم اعترافات ذهن خطرناک من).
این محیط فقط محلی برای وقوع داستان نیست بلکه خود به یکی ازعناصراصلی درام تبدیل میشود. شخصیتها در شرایطی قرار گرفته اند که فرصت چندانی برای فرار یا گریز از واقعیت ندارند. یکی دیگر از ویژگی های این اثر فشار روانی است که در بسیاری ازصحنهها نه ازطریق دیالوگهای طولانی بلکه با سکوت، نگاه و حتی واکنشهای بسیار کوچک به تماشاگر منتقل میشود. همین ویژگی سبب گردیده که «زندهشور» در بخشهایی به درامهای موفق اجتماعی پهلو بزند. در این آثار تعلیق فقط از یک راز جنایی به وجود نمیآید بلکه از برخورد آدمها با یکدیگر، در موقعیتهای مختلف و معمولا با ساختار قدرت شکل میگیرد.
فیلم از لحاظ فنی بدون ضعف نیست. ریتم روایت در بخشهایی دچار نوسان میشود و برخی انتخابهای روایی و بازیگران فضای کلی اثر را تحت تاثیر قرار داده اند، بعنوان نمونه تعدد داستانها و شخصیتها گاهی باعث فاصله گرفتن فیلم از مسیر اصلی داستان می شوند. با این حال، این ضعفها نمیتوانند «زندهشور» را به کلی از پای درآورند.
به قول دوست اهل فضلم، دکتر احسان میرزا محمدی،«زندهشور» با همه ضعف و قوتهایش، بیشتر از هرچیز روایتگر داستان آدمهایی است که در دشوارترین لحظه زندگی با معنای انسان بودن روبهرو میشوند.
این کارشناس فرهنگی،با اشاره به این موضوع که فیلمساز در این اثر با رندی و هوشمندی، ازفضای مجازی به عنوان اهرم فشار بر قانون استفاده میکند و تلاش دارد مصلحتهای فردی را بالاتر از نظم عمومی بنشاند، می افزاید: «زندهشور» دربرهه و اتمسفری ساخته شده که سینمای ایران بیش از هر زمان دیگری به سوی روابط عاطفی رادیکال علیه ساختارها حرکت میکند. فیلم با تکیه بر پروندههای واقعی، میکوشد مصلحت را جایگزین قانون کند و درست در دورانی که دستگاه قضا به هر نحو ممکن سعی در شفافسازی دارد، بذرهای تردید را درباره حساسترین احکام شرعی یعنی قصاص در دل تماشاگرمیکارد.
فیلم درظاهر درباره قصاص است اما موضوع اصلی آن درلایهای عمیقتر شکل میگیرد. «زندهشور» بیش از آنکه بخواهد درباره درست یا غلط بودن مجازات اعدام بحث کند، مخاطب را با حالتهای روانی افراد در موقعیتهای به شدت حساس و در موقعیتهای کوتاه در میان مرگ و زندگی روبهرو میکند. در جهان فیلم قصاص و بخشش دو مفهوم جدا از یکدیگر نیستند. این مفاهیم عمیق در کنارغم، ترس، امید و حتی شادی وصف ناپذیر رهایی از چنگال مرگ قرار میگیرند و همین تضادها فضای اصلی درام را شکل میدهند.
یکی از نقاط قوت فیلم کاظم دانشی تعدد شخصیتها و داستانهایی است که در دل روایت قرارگرفتهاند. هر یک از پنج محکوم، ماجرای خودش را دارد و هر سرنوشت گذشتهای را با خود به همراه میآورد. هرچند این ساختار میتوانست فیلم را به اثری پراکنده و بی سر و ته تبدیل کند اما تجربه سازنده «زندهشور» در بخشهای زیادی ازمسیر موفق میشود شخصیتها را از یکدیگر تفکیک نماید، بطوری که مخاطب میتواند داستان هر کدام را دنبال نموده و درعین حال آنها را بخشی از یک موقعیت بزرگتر ببیند.
فیلم درلحظاتی موفق می شود مخاطب را در موقعیت قضاوت قراردهد. به گونه ای که او خود را درجایگاهی میبیند که باید میان بخشش و قصاص، مسئولیت فردی و شرایط اجتماعی، قانون و احساسات بشری تصمیم بگیرد. این درحالی است که فیلمساز، رندانه پاسخ روشنی برای این پرسشها ارائه نمیدهد و شاید مهمترین ویژگی «زندهشور» نیز همین باشد. فیلم به جای آنکه مسئلهای پیچیده را به یک نتیجه ساده تقلیل دهد، مخاطب را با پرسشهایی رها میکند که پس از پایان فیلم نیزهمچنان ادامه دارند.
محمد عمرانی – عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی
