«خویشاوندسالاری» چشمه‌ای از تعارض منافع مدیران!

تلاش‌ها، بخشنامه‌ها و دستورالعمل‌هایی از سوی برخی وزارتخانه‌ها به منظور مقابله با تعارض منافع صادر شده است، اما گزارش‌های مختلف نشان می‌دهد اجرای این مقررات با مشکلات و مقاومت‌هایی روبه‌رو بوده است و همچنان نمی‌توان ادعا کرد راهکار‌های اجرایی به صورت کامل و مؤثر در همه بخش‌ها نهادینه شده‌اند. ضعف در اجرای قوانین و نبود نظارت قوی از عوامل مهم ناکارآمدی در مقابله با این پدیده به شمار می‌رود

تلاش‌ها، بخشنامه‌ها و دستورالعمل‌هایی از سوی برخی وزارتخانه‌ها به منظور مقابله با تعارض منافع صادر شده است، اما گزارش‌های مختلف نشان می‌دهد اجرای این مقررات با مشکلات و مقاومت‌هایی روبه‌رو بوده است و همچنان نمی‌توان ادعا کرد راهکار‌های اجرایی به صورت کامل و مؤثر در همه بخش‌ها نهادینه شده‌اند. ضعف در اجرای قوانین و نبود نظارت قوی از عوامل مهم ناکارآمدی در مقابله با این پدیده به شمار می‌رود

جوان آنلاین: «تعارض منافع» مسئله‌ای فراتر از اخلاق فردی، چالشی در ساختار حکمرانی است. وقتی منافع شخصی بر کرسی تصمیم‌گیری عمومی تکیه می‌زند، عدالت قربانی و اعتماد عمومی فرسوده می‌شود. اخیراً رهبر معظم انقلاب در دیدار با وزیر کشور و استانداران، با تأکیدی روشن و معنادار، خواستار پرهیز استانداران از فعالیت‌هایی شدند که زمینه‌ساز تعارض منافع است؛ پدیده‌ای که شرط بنیادین برای مبارزه با فساد و تضمین سلامت نظام اداری است. این هشدار، فراتر از یک توصیه اخلاقی، نشانه‌ای روشن از یک مطالبه حکمرانی است؛ مطالبه‌ای که نظام اداری کشور را به بازنگری در ساختارها، ضوابط و شفافیت فرامی‌خواند. تعارض منافع به شرایطی اشاره دارد که در آن منافع شخصی، خانوادگی یا سازمانی یک مسئول، با وظایف عمومی او در تعارض قرار می‌گیرد. چنین وضعیتی، حتی اگر به فساد منجر نشود، به‌تنهایی برای تضعیف اعتماد عمومی و مشروعیت تصمیم‌گیری کافی است. در سال‌های اخیر، این مفهوم در گفتمان حقوق عمومی ایران جایگاه برجسته‌ای یافته، اما هنوز نظام حقوقی کشورمان در حوزه پیشگیری، شناسایی و مدیریت تعارض منافع، با خلأ‌هایی جدی روبه‌رو است. اکنون زمان آن رسیده است که با استفاده از تجارب جهانی و ظرفیت‌های قانونی موجود، مسیر تدوین قانون جامع تعارض منافع هموار شود و این مفهوم از شعار به ساختار برسد. 

«تعارض منافع» مفهومی است بنیادین در حکمرانی خوب که گرچه ظاهری غیرفسادآمیز دارد، اما می‌تواند مقدمه بسیاری از انحرافات ساختاری در مدیریت عمومی باشد. این پدیده زمانی رخ می‌دهد که فرد یا نهادی که مسئولیت تصمیم‌گیری یا اجرای وظایف عمومی را برعهده دارد، در معرض منافع شخصی، خانوادگی یا گروهی قرار گیرد که ممکن است بر قضاوت حرفه‌ای او اثرگذار باشد. به بیانی روشن‌تر، هرگاه یک منفعت ثانویه (مانند سود مالی، رابطه خانوادگی یا منافع حزبی) با منفعت اولیه (منافع عمومی یا وظیفه حرفه‌ای) در تضاد واقع شود، زمینه برای تصمیم‌گیری ناعادلانه و در مواردی فساد فراهم می‌شود. 

تعارض منافع از منظر حقوقی

از منظر حقوقی، تعارض منافع به‌خودی‌خود جرم محسوب نمی‌شود، بلکه وضعیتی پرریسک است که اگر کنترل و مدیریت نشود، می‌تواند بستری برای تخلف، سوء‌استفاده از موقعیت و بی‌اعتمادی عمومی فراهم کند. اهمیت این موضوع در حوزه‌هایی مانند نظام سلامت، آموزش، قضاوت، قانونگذاری و مدیریت منابع عمومی بیش از پیش نمایان است، برای مثال، پزشکی که همزمان در بخش دولتی و خصوصی فعالیت دارد و بیماران را به مطب شخصی خود ارجاع می‌دهد، با تعارض منافع مواجه است. در نظام حقوقی کشورمان، هرچند به صورت پراکنده در برخی قوانین به مصادیقی از تعارض منافع اشاره شده است، اما هنوز یک قانون جامع و ساختارمند برای پیشگیری، شناسایی و مدیریت تعارض منافع وجود ندارد. این خلأ، یکی از موانع جدی در مسیر تحقق سلامت اداری، شفافیت و عدالت نهادی در کشور است؛ موضوعی که اکنون بیش از هر زمان، نیازمند توجه قانونگذاران و مسئولان اجرایی است. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *