مروری بر کتاب‌هایی که رهبر معظم انقلاب به تازگی بر آن‌ها تقریظ نوشته‌اند/ روایت‌هایی خواندنی از ارزش‌های دینی و انسانی

اگرچه این کتاب‌ها در شخصیت‌پردازی و بیان وقایع زمانی و تاریخی باهم تفاوت دارند ولی همه در پرداختن به ارزش‌های دینی و انسانی مشترک هستند؛ کتاب‌هایی که با خواندن‌شان دقیق‌تر می‌توان راه و رسم بهتر زندگی کردن و به کمال رسیدن را فهمید. 

اگرچه این کتاب‌ها در شخصیت‌پردازی و بیان وقایع زمانی و تاریخی باهم تفاوت دارند ولی همه در پرداختن به ارزش‌های دینی و انسانی مشترک هستند؛ کتاب‌هایی که با خواندن‌شان دقیق‌تر می‌توان راه و رسم بهتر زندگی کردن و به کمال رسیدن را فهمید. 

جوان آنلاین: چندی پیش بود که خبر نگارش تقریظ رهبر معظم انقلاب بر شش کتاب مرتبط با ادبیات دفاع مقدس رسانه‌ای شد. ایشان در هفته دفاع مقدس به جهت تأکید بر ارزش‌های آن دوران، بر کتاب‌هایی با سوژه‌های متفاوت تقریظ نوشتند. 
اگرچه این کتاب‌ها در شخصیت‌پردازی و بیان وقایع زمانی و تاریخی باهم تفاوت دارند ولی همه در پرداختن به ارزش‌های دینی و انسانی مشترک هستند؛ کتاب‌هایی که با خواندن‌شان دقیق‌تر می‌توان راه و رسم بهتر زندگی کردن و به کمال رسیدن را فهمید. 
مروری بر این کتاب‌ها، خواننده را بهتر با این آثار و موضوع‌شان آشنا می‌کند. 
نگاهی گذرا به این شش کتاب داشته‌ایم تا بیشتر با موضوع و ارزش ادبی و معنوی‌شان آشنا شویم. 

پاییز آمد
نویسنده: گلستان جعفریان
برشی از کتاب: «کفنش غرق خون بود. دو تا دستش قطع شده و فقط از پوست آویزان بود. چشم‌هایش نیمه باز بود، درست مثل زمانی که می‌خوابید. چند بار صدایش کردم. جوابی نداد. با دست تکانش دادم. بهت‌زده بودم. خرده‌های ترکش روی صورتش مثل ستاره می‌درخشید. حس کردم احمد آرام است. با تمام وجود به حالش غبطه خوردم.»
درباره کتاب: یک عاشقانه آرام در قلب زنجان؛ روایتی خواندنی از زندگی عاشقانه شهید احمد یوسفی و همسرش فخرالسادات موسوی که خواننده را به روز‌های باصفا و پرشور دهه ۶۰ می‌برد. 
«پاییز آمد» با پرداختن به جزئیات، اطلاعات کامل و خوبی از شهید یوسفی در اختیار خواننده می‌گذارد و مخاطب را به خوبی با خود همراه می‌کند. 
لحن روان و خودمانی کتاب خواننده را به شخصیت‌ها نزدیک می‌کند و سبب می‌شود در لحظات حساس و بحرانی با شخصیت‌ها همذات‌پنداری کند. 

 هواتو دارم
نویسنده: محمدرسول ملاحسنی
برشی از کتاب: «چیزی که برایم خیلی جالب بود این بود که مرتضی تکلیفش با خودش روشن بود. هدفش مشخص بود. می‌دانست از زندگی چه می‌خواهد. برایم خیلی هیجان‌انگیز بود که پسری با این سن و سال بخواهد اینقدر پخته و حساب‌شده حرف بزند. صداقت و اطمینان خاطر را در حرف‌های یک پسر ۲۰ ساله می‌دیدم و از همان ابتدا این انرژی مثبت، من را گرفت و محبت خاصی به مرام، صداقت و سادگی آقا مرتضی پیدا کردم که نه کار داشت، نه سرمایه، نه درسش تمام شده بود، ولی کاملاً شفاف بود، بی‌هیچ شیله‌پیله‌ای.»
درباره کتاب: «هواتو دارم» روایت ۱۲ سال از زندگی پرپیچ و خم شهید مدافع حرم مرتضی عبداللهی است.
راوی کتاب همسر شهید است و خواننده از زاویه نگاه او با شهید عبداللهی آشنا می‌شود، به همین خاطر کتاب تا حدودی لطافت و ظرافت دنیای زنانه را دارد و نویسنده توانسته است به خوبی پلی بین دنیای مردانه و زنانه بزند. یکی از جذابیت‌های کتاب همین دووجهی بودنش است. 

 بیست‌سال‌وسه روز
نویسنده: سمانه خاکبازان
برشی از کتاب: «وقتی خیال سیدمصطفی راحت شد که مادر سراغ کارهایش رفته، برگه دومی را از لای کتابش بیرون کشید و به آقا سید گفت: «رضایت‌نامه دوم. امضا می‌کنی؟» آقا سید لبخندی زد و گفت: «ای کلک. فکرشو می‌کردی مامان بیاد نه؟» سیدمصطفی لبخندی زد و به امضایی که آقا سید پای برگه می‌انداخت، نگاه کرد و گفت: «به مامان نگو. باشه؟» آقا سید نگاهی به چهره خندان پسرش انداخت و گفت: «حالا که امضا کردم و خیالت راحت شد، بگو چرا آن قدر اصرار داری بری؟ برو دانشگاه. درس بخون. الان مملکت ما به آدم‌های تحصیلکرده بیشتر احتیاج داره. جنگ حالا‌حالا‌ها هست.» چهره سیدمصطفی جدی و لحنش جدی‌تر شد. نگاهی به چشمان آرام پدر انداخت و گفت: «شاید جنگ حالاحالا‌ها تموم نشه، اما ممکنه من عوض بشم. هیچ تضمینی نیست که پنج سال دیگه، دو سال دیگه که درس من تموم شد، اون موقع هم همین آدم باشم.»
درباره کتاب: شهادت سیدمصطفی موسوی در ۲۰سالگی او را به یکی از جوان‌ترین شهدای مدافع حرم تبدیل کرد؛ یک جوان دهه هفتادی که در سال۱۳۹۴ در شهر حلب سوریه به شهادت رسید و در مدت‌زمان کوتاهی به قهرمانی نام‌آشنا برای مردم ایران تبدیل شد. 
نویسنده برای آشنایی بهتر و دقیق‌تر با شهید موسوی، سری به روز‌های آشنایی مادر و پدرش و لحظه تولد او می‌زند. 
سمانه خاکبازان درباره شخصیت شهید و نگارش کتاب گفته است: مصطفی اهل مسافرت، اهل قلیان کشیدن و البته نماز اول وقت بود. من همه این‌ها را در کتاب آوردم تا هم بزرگنمایی نکرده باشم و هم مخاطب جوانی که کتاب را می‌خواند، متوجه شود که شهدا دست‌نیافتنی نیستند. من خواستم مخاطب یا خواننده کتاب به شناخت درستی از این شهید برسد. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *