کسانی که از قیافه و خودشان نالان و گله منداند

 
● حسرت

 
● حسرت

آدم ها همیشه حسرت نداشته های شان را می خورند؛ این واقعیت است. مهم نیست که چه ها دارید که خیلی ها حسرت داشتن ذره ای از آن ها را می خورند، همیشه دنبال آن چیزی هستید که ندارید و ای بسا خیلی از همان ها که حسرت به شما می برند، همان ها را داشته باشند که شما دنبال آن هستید. شبکه ای از بوته های متقاطع حسرت ما قد می کشند و سر به هم فرو می برند. گاهی هم نسیمی می وزد و همه بوته ها به یک سو سر خم می کنند. یک حسرت همگانی…

چاقی، لاغری و تناسب اندام هم حکایت همین حسرت های متقاطع و موازی است. همه فکر می کنند یا چاقند یا لاغر یا باید وزن کم کنند یا زیاد. هر بار که جلوی آینه می ایستند، حسرت قد و بالای دوستی، همکاری یا حتی ستاره ای را می خورند؛ غافل از این که همان دوست، همکار یا ستاره، خودش وقتی جلوی آینه می ایستد، مثل شرلوک هلمز خودش را برانداز می کند که نکند جایی، چیزی تناسب لازم را ندارد و… این قصه تا همیشه هست.
 
در همین حال، حسرت همگانی، «خوش اندامی» است که هیچ کس هم نمی تواند تعریفش کند که بالاخره یعنی چه! کی تناسب اندام دارد و کی ندارد؟ مگر غیر از این است که حتی در طول تاریخ هم معیارهای زیبایی، جذابیت و تناسب عوض شده و چیزی که روزگاری آخر خوشگلی بوده، روزگار دیگری، آخر بی ریختی تصور شده؟

این یک نکته را هم داشته باشید: در فراخوان کلینیک تناسب اندام سیب سبز که در شماره قبل مجله داده شد، حداقل ۵ ۴ نفر داوطلب شرکت در برنامه شده بودند که BMI زیر ۲۲ داشتند و در واقع لاغر محسوب می شدند، اما خودشان فکر می کردند که چاقند و باید وزن کم کنند.
 
لاغری و چاقی هم انگار مثل خوشبختی و بدبختی است؛ چیزی که در ذهن ماست، نه در دنیای بیرون.

منبع  : ناز وب

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *