
در این طرح کلی که ارائه شده در ۳۳ بند موضوعات مختلفی مطرح شده شما قطعا این موضوعات را مورد بررسی قرار دادید فکر میکنید که اگر بخواهیم بند به بند جلو برویم کدام بندهای این طرح باعث نگرانی اهالی فرهنگ و هنر شده؟
به نظرم همه این بندها دچار مشکل است، این طرح که در ۱۹ ماده کلیتش تصویب شده و حالا دارد ماده به ماده در مجلس تصویب میشود و جلو می رود چیزی شبیه طرح صیانت هست که قبلاً در مجلس به سر منزل مقصود نرسید و بعد سر از شورای عالی انقلاب فرهنگی درآورد و در آنجا مصوب شد؛ در نهایت به نظرم این طرح ایرادات بسیار زیادی دارد و به نظر من معلم حقوق با سابقه ۱۵ سال وکالت دادگستری، این طرح کلاً باید کنار گذاشته شود حالا جزییات این طرح را می گویم که ایرادات طرح کجاست.
یک مقدمه خیلی کوتاه، ما برای چه قانون تصویب میکنیم؟ برای اینکه یک نیازی پیدا میکنیم میبینیم در یک مواردی خلا حقوقی داریم قانونی داریم؛ قانون نداریم یا قانون ناکارآمد است و در این شرایط قانون مینویسیم یا اصلاح می کنیم. ما در این زمینه همه چیز داشتیم؛ قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی کشورهای متخاصم علیه امنیت منافع ملی در سال ۱۴۰۴ را داشتیم. همه آن چیزهایی را که بخش امنیتی کشور و آنهایی که حافظ امنیت این کشور هستند تشخیص میدادند که نداریم قبل از جنگ تحمیلی دوم تصویب شده یعنی بعد از جنگ ۱۲ روزه و قبل از جنگ اخیر تصویب شده بوده است.
در این قانون می گوید که به غیر از اسرائیل، آمریکا هم یکی از دولتهای متخاصم است؛ درباره بقیه کشورها هم باید بررسی کنیم و تشخیص دهیم متخاصم هستند یا نیستند و درباره این موضوع هم شورای عالی امنیت ملی تصمیمگیر است. یعنی در قانونی که قبل از عید که تصویب شد از وزارت اطلاعات سلب صلاحیت شده و همه امور در دست شورای عالی امنیت ملی است. این ماده میگوید که هرگونه اقدام یا همکاری در زمینه فعالیتهای سیاسی فرهنگی رسانهای تبلیغاتی که نشر اکاذیب، همکاری با دولتهای متخاصم یا خارجی باشد، هر محتوایی که موجب ایجاد رعب و وحشت عمومی شود یا ارسال فیلم، تصاویر، اطلاعات به شبکهها، انسانرسانهها و صفحات مجازی بیگانه که خلاف امنیت ملی باشد، همه جرم است.
ما پیش از این هم در قانون مجازات اسلامی کتاب پنجم تعزیرات سال ۷۵ فصلی با عنوان «جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی ایران» داشیم؛ بنابراین به طور قاطع، هیچ خلاء حقوقی و قانونی نداشتیم پس اصل تصویب این کلیات طرح که میخواهد قانون شود و امیدوارم نشود زیر سوال است که ما چه نیازی داشتیم؟
من در فرمایشات عزیزان و سروران ندیدم که بتوانند توجیه کنند که چرا ما نیاز به این قانون داشتیم. آن قانون تشدید مجازات جاسوسی بسیار قانون بدی است و ما فکر میکردیم آن بدترین قانونی است که تاکنون میتوانسته تصویب شود اما با تصویب این طرح دیدیم که مورد اخیر خیلی بدتر از قانون جاسوسی است. در جایی اشاره میشود چنانچه همه واردی که به آن اشاره کردم جرم انگاری شود اگر در وضعیتهای خاص نظامی امنیتی یا جنگ باشد تا سه درجه مجازات تشدید می شود، سه درجه می دانید یعنی چی؟ یعنی دیگه تا سقف مجازات تعییم میشود. یا براساس این قانون اشاره شده که دادرسی خارج از نوبت شعب ویژه دادگاه انقلاب انجام شده و سقف این رسیدگی ۱۰ روز است. معتقدم قانون تشدید مجازات جاسوسی قبل از عید تصویب شد و اکنون اجرا می شود بسیار قانون بدی است و براساس آن، با یک ارسال فیلم و عکس شما میتوانید شدیدترین مجازاتها را برای افراد داشته باشید.
افراد متخلف در آن تمیز داده نشده که چه سطح تخلفی داشته باشد، از این منظر بد است؟
نه از این منظر که بسیار کلی و قابلیت تفسیر دارد و ارسال هر چیزی در شبکههای پیامرسان و مجازی را به خارج از کشور گفته خلاف امنیت ملی است؛ خلاف امنیت ملی چیست؟ چه کسی تشخیص می دهد که خلاف امنیت ملی است؟ یعنی میخواهم بگویم خود آن یک اقیانوس کبیری است که هر چه در آن بندازی جرم بوده و همان به نظر من کافی است.
در قانون سال ۷۵ ، در مواد ۴۹۸ تا ۵۱۲ اشاره شده که تشکیل گروه علیه امنیت ملی، عضویت در آن گروه، ایجاد خشونت یا تنش در جامعه از جهت توهین به اقوام و ادیان، تبلیغ علیه نظام و استفاده از اسناد محرمانه در راستای جاسوسی، انجام جرایم جاسوسی، ورود داخل اماکن ممنوعه یا نظامی و گرفتن فیلم و عکس، تحریک نیروهای مسلح به عصیان و فرار و تسلیم، جمع آوری و در اختیار قرار دادن اطلاعات محرمانه، هر گونه همکاری با دول متخاصم به هر نحو، اختفای جاسوس، بمب گذاری، تحریک مردم همه اینها از سال ۷۵ جرم است، آن قانون قبلی هم بوده بنابراین ما نفهمیدیم چرا این تصویب شده است.
افراد زیادی از بدنه قوه مجریه، دولت با طرح نفوذ بیگانگان مخالفت کردند؛ در یک قاب کلی به شما بگویم هر گونه ارتباطات مردم در زمینه علم، فرهنگ، اقتصاد و ارتباطات با جهان خارج را قطع میکند یعنی انگار که ما دور هم نشستیم و گفتیم که ما در یک وضعیت بدی هستیم در یک وضعیتی هستیم که جنگ هست نیست و به این نتیجه رسیدیم که ما با جهان هیچ ارتباطی نداریم، هیچ نیازی هم به جهان نداریم و همه پلهای ارتباطی با جهان را در عرصه فرهنگ، هنر، رسانه، علم و اقتصاد را به هم می زنیم.
وقتی این طرح را میخوانم به این نتیجه میرسم که وضعیت بد اقتصادی تقصیر مردم است، وضعیت نامطلوب حکمرانی تقصیر مردم است، اینکه بخشی از مردم ناراضیاند تقصیر مردم است، اینکه اگر بعضیها تصمیم داشته باشند که مثلاً یک نگاه ویژهای به انتخابات داشته باشند هم تقصیر مردم است و این طرح مردم را مجازات می کند. هر کاری که شما در این چهار زمینه بزرگ زندگی که گفتم انجام بدهید طبق این طرح جدید، جرم است.
سامانه شفاف سازی که اعلام کردند وزارت کشور مکلف است آن را راهاندازی کند و دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی مسئول هماهنگی این سامانه است، چه کارکردی دارد؟ چون نکاتی که در مورد این سامانه اشاره میشود از جمله اینکه شما هر فعالیتی که انجام میدهید باید داخل این سامانه ثبت شده و اگر نهادهای امنیتی بعد از ۷ روز نکته ای برای آن فعالیتها نداشته باشند، به معنای تایید است، این سامانه آیا به حل مسائلی که اشاره کردید کمک نمیکند؟
در این طرح میگوید شما میتوانید با دانشگاههای مشخصا و گروههای خارجی علمی ارتباط برقرار کنید؛ با رسانههایی که ما تایید میکنیم گفتوگو کنید و از جاهایی که ما میگوییم به اطلاح فاند یا کمک های مالی بگیرید. برای هر گونه اقدام باید بیایید اجازه بگیرید؛هر کاری خواستید کنید باید بیاید از من دولت اجازه بگیرید.
منظور حاکمیت است یا دولت؟
منظورم کل حاکمیت جمهوری اسلامی است، ما هیچ معیاری جز قانون اساسی نداریم یعنی همین امروز هم شورای نگهبان میخواهد این طرح را رصد کند، تاکید دارد خلاف قانون اساسی و خلاف موازین شرعی نباشد من که فقیه نیستم نمیدانم و اطلاعی ندارم اما در مورد قانون اساسی عرض میکنم ۱۰۰ درصد کلیت و جزئیات این طرح مغایر با قانون اساسی است. براساس قانون اساسی اینکه شما برای همه کارها از نهادهای بالادستی اجازه بگیرید نپذیرفته است. در مورد حزب، تجمعات نپذیرفته، فرهنگ، هنر و رسانه هم این مهم پذیرفتنی نیست. قانون مقابله با نفوذ بیگانگان میگوید چنانچه بخواهید همایش یا سمینار برگزار کنید، ارتباطات علمی و فرهنگی هنری داشته باشید باید اجازه بگیرید و سوال بعد از این تصویب طرح یاد شده این است که چه کاری بعد از تصویب این قانون جرم نیست؟
بر اساس آنچه که بنیانگذاران این طرح اعلام کردند، این قانون برای مقابله با کارگزاری پنهان است. آقای قشقاوی از موافقان طرح اشاره کردند که در حقیقت قانون جاسوسی داریم ولی قانون برای نفوذ نه، تفاوت این دو قانون نکته مهمی است و در ادامه به جاسوسی سنتی و نفوذ مدرن اشاره میشود. آیا طرح جدید مجلس با چیزی که به اسم نفوذ مدرن معرفی می شود، مقابله میکند؟
همه قوانین گذشته برای هر گونه نفوذی کافی بوده است؛ اگر نظر دوستان این است که ما کلا فضای مجازی را ببندیم یک اتوماسیون در ایران راه بندازیم و همه در داخل چیزی شبیه سایتهای داخلی باشیم؛ ارتباطمان را با جهان ببندیم کسی نرود و نیاید؛ ارتباطی با هیچ کجای جهان در علم، پزشکی و فرهنگ و هنر نداشته باشیم و بعد دوستان بتوانند کشور را اداره کنند. وقتی از طریق دولت نتوانستند فضای مجازی را کاملا مسدود کنند به این طرح رسیدند و این، ادامه طرح صیانت و ادامه مسدود کردن فضای مجازی است.
در این طرح نگاه به خارجی یعنی نگاه به غیرایرانی، این است که همه جاسوس هستند. یعنی شما طبق این قانون در یک صفحه اینستاگرام خارجی بخواهید مطلبی را بپسندید امکان دارد از آن جرم حاصل شود یعنی قبل از به اصطلاح لایک کردن یک پست مجازی، باید بروید از سامانه اجازه بگیرید که من میتوانم برم این پست را لایک کنم؟ من میتوانم بروم به این بخش سر بزنم و به نظرم اگر این قانون تصویب شود، چیزی حدود مثلا سه تا چهار میلیون نفر باید در وزارت امور خارجه و نهادهای امنیتی مجددا استخدام کنیم که ۷۰ میلیون را رصد کنند. نمیتوانیم جلوی توسعه فرهنگ و هنر، رسانه و در واقع صادراتش به خارج از کشور بگیریم این نسل، نسلی که بر اساس ایده های خودش کار میکند و به جای گفت و گو این یعنی جرمانگاری یعنی از همه اصول حقوق جزا را زیر پا گذاشتیم.
اهالی فرهنگ روی ماده ۲۷ خیلی نکته دارند. این ماده میگوید فعالیت در فضای مجازی و فرهنگی از جمله تولید یا کارگردانی فیلم، سریال، مستند، تئاتر، موسیقی، کتاب و مانند آنها چنانچه مطابق مستندات ارائه شده توسط ضابط تحت حمایت یا اشراف یا هدایت یا آموزش یا راهبرد کارگزار بیگانه باشد موجب ۶ تا پنج سال محرومیت از خدمات اجتماعی خواهد شد؛ در صورتی که اثر تولید شده احکام دینی را زیر سوال ببرد یا تصویری ناروا و خلاف واقعی از جامعه و دستاوردهای انقلاب اسلامی را نشان دهد یا به قصد ضربه زدن به استقلال امنیت کشور و ترویج فرهنگ ضداسلامی منتشر شود صادرکننده مجوز تولید پخش یا انتشار و نیز منتشر کننده علاوه بر محرومیت دائم از خدمات اجتماعی به جزای نقدی معادل هزینههای تولید اثر محکوم می شود و میزان محکومیت جزای نقدی در هیچ صورت نمیتواند کمتر از دو برابر جزای نقدی مقرر برای مجازات نقدی جرایم تعزیراتی درجه یک باشد. شما توضیح بدید که این ماده به لحاظ قانونی این یعنی چی؟ تبعاتش چیست؟
سه نکته در مورد این ماده به خصوص هست یکی اینکه در کل این قانون چهار کلمه تکرار میشود؛ هدایت، راهبری، اشراف، آموزش.
و البته کارگزار بیگانه؟
کارگزار بیگانه را بگذاریم کنار، هر چیزی که بخواهید در جهان خلق کنید از این چهار مورد که اشاره کردم خارج نیست. خروج ماده ۲۷ است که ما هیچ مشارکت کننده خارجی نباید داشته باشیم، آثار ما را پخش کننده های خارجی نباید پخش کنند؛ با هیچ خارجی در فرهنگ و هنر و رسانه ارتباط نداشته باشیم مگر اینکه اجازه بگیریم. یعنی اگر شما یک تهیه کننده و پخش کننده خارجی بیاورید، خیلی راحت میتوانید مشمول این ماده بشوید.چه کسی به فیلم ساز، به سازنده تئاتر، به سازنده اثر موسیقایی یا محصولات فرهنگی میتواند اجبار کند که شما فقط باید سفیدیها را ببینید؟ شما همیشه باید یک تصویر زیبا از ایران ارائه بدید و همه خوشحال و خوشبخت هستند؛ این از کجا آمده؟ هر نقدی کنید در ایران می تواند مشمول سیاه نمایی باشد و چرا میگویند ۹۰ درصد ۹۵ درصد سفیدی را نشان دهد و اگر در کنارش نقد کوچکی بود ایرادی ندارد.در قانون سیاهنمایی جرم نیست چون ما سیاه نمایی را چگونه تعریف میکنیم و آیا هر فیلم اجتماعی سیاهنمایی میشود؟ هر نشان دادن کاستی ها سیاه نمایی میشود؟ شما هر چیزی در مورد جرم و جنایت و کاستی و گرانی نشان می دهید، در نگاه ماده ۲۷ سیاه نمایی میشود
.نگرانی ما دقیقا همین است، شما فرض کنید مثلا ما فیلمی انتقادی میسازیم.
دیگر نمیتوانید بسازید
شما فرض کنید مثلاً آقای فرهادی فیلمی میسازد، یا سعید روستایی همانند آثار اخیرشان ایا اینها جرم است؟
براساس این قانون همه جرم است.
گروه های مختلف نسبت به فیلمهای این دو کارگردان به عنوان نمونه نگاه خودشان را داشتند، یه گروه های هم در حقیقت دفاع کردند در این شرایط و با قانون جدید آیا قاضی میتواند تفسیر کند یک اثر سیاهنمایی هست یا نیست؟ آیا این خطر ایجاد نمیشود که ما هر اتفاقی که می افتد را بتوانیم ببریم ذیل این قانون و فیلمساز را مجرم کنیم یا کارگردان تئاتر را مجرم کنیم یا نویسنده را؟
شرایط دیگر از دست قضات محترم هم خارج می شود، همه چیز دست ضابط است، ضابط میگوید که سیاه نمایی است؛ من میخواهم سوال کنم با این نگاه باید سینمای مستند را جمع کنیم چون در این سینما فیلمساز به دنبال نشان دادن چیزهایی است که باید اصلاح شود؛ سیاه نمایی یعنی چی؟ تصویر نازیبا از ایران یعنی چی؟ یعنی همه فیلمها باید کمدی باشد، شاد و بزن و بکوب و چقدر خوشحالیم، این ماده در انتها میگوید که صادرکننده مجوز تولید، مجوز پخش و تولیدکننده یعنی هنرمند، هر سه مجرم هستند. اگر هنرمند از این ماده نترسد و کارش را انجام دهد برای اینکه اعتقاد دارد باید کار درست انجام داد مدیر دولتی، رئیس سازمان سینمایی و هر مدیر ذیربطی دست و دلش برای اعطای مجوز به هنرمندان میلرزد و با خود میگوید طوری مجوز بدهم که دچار محرومیت از خدمات و انفصال دولتی نشوم.
معتقدم این ماده خیلی با عصبانیت و خیلی تیز و تند نوشته شده است. خواستند چیزی بنویسند که قاعده کلا جمع شود؛ با چند دسته شخصیت در این راه طرفیم؛ آدمهای که نسبت به این متون واکنش نشان میدهند؛ برخی هم یک تصور قدیمی جالب، یک نگاه ساده انگارانه از سرخوشی دارند، نه! اینکه تصویب نمی شود؟ نه حالا تصویب نمی شود، این کلیاتش تصویب شده و وقتی با همچین عدد بالایی کلیاتش تصویب شده چهار ماده بالا و پایین تصویب میشود. زمانی که عدهای بخواهند چیزی را تصویب کنند، اگر دولت هم ول کند، لایحه در مجلس میآید، اگر دولت همراهی نکند، طرح میشود و به مجلس می رود.
در نهایت بانیان این طرح، اگر در مجلس نشد در شورای عالی انقلاب فرهنگی آنرا تصویب میکنند، چون نهادها زیاد است؛ ما میتوانیم در مورد ایرادات شکلی طرح هم صحبت کنیم که این لایحه قضایی است، در قاعده باید طرح در قوه قضاییه نوشته شده و به قوه مجریه ارجاع شود و پس از تایید طرح به قوه مقننه برسد. امروز یک آن طرح به قوه مقننه آمده و تصویب کلیاتش انجام شده و ماده ماده جلو میرود و حالا هی بیانیه بدهید و مخالفت کنید. برخی ظاهرا باورشان نمیشود که همه چیز تصویب میشود و این صداها به نظرم به جایی نخواهد رسید.
