به گزارش خبرنگار دانشگاه «خبرگزاری دانشجو»، امسال هم مثل سال های گذشته، از یکی-دوهفته مانده به جلسه دانشجویی رهبر انقلاب، در به در به دنبال جور کردن کارت دیدار بودم. دیدار دانشجویی آقا از آن دیدارهای بیت رهبری است که همه برای پیدا کردن کارت ورود به آن سر و دست می شکنند. با توجه به این که دیدار در جمعی صمیمی و کم تعداد است، کاملا ویژه و خودمانی به حساب می آید و برای همین خیلی باید خوش شانس باشی تا یک کارت ورود گیر بیاوری. من هم به رسم معهود از وقتی ایام دوران دانشجوییِ مقطع کارشناسی تمام شده، عادت داشتم سهمیه خود را به حکمِ انصاف در اختیار دوستان کم سن و سالتری بگذارم که هنوز توفیق این دیدار صمیمانه نصیب شان نشده است. اما با وجود این، همچنان دلِ آدم برای این دیدار میتپد و نمی تواند نسبت به آن بی تفاوت باشد. من هم طبیعتا از این قاعده آدمیت مستثنی نبودم! و با وجود این که کارت دیدارم را از پیش به دیگری هبه کرده بودم، چندساعتی پیش از شروع دیدار، غسل زیارت نائب الامام نموده ومنزل (قم) به سمت تهران حرکت کردم به امید این که فرجی حاصل شود و حضرت رزاق، رزق امسال دیدار رهبری ما را هم به گونه ای برساند …
در تهران هم، از چند نفر رفقای تشکل های دانشجویی سراغ انصرافیهای لیست شان را گرفتم که گویا امسال خود آن ها –از من بدتر- کارت کم آورده بودند و داشتند به هر آب و آتشی می زدند تا برای سایر «التماس دعا گفته ها» از جایی کارت تهیه کنند! پس مایوسانه به سراغ ساختمان مرکز نهاد رهبری در دانشگاه ها – این آخرین امید!- رفتم تا ببینم از دوستانی که آن جا هستند اصطلاحا چیزی به ما میماسد یا خیر؟!
