ایده روز آنلاین – امیرحسین اعظمی | وقتی از محمدرضا مهدوی حرف میزنیم، از مردی میگوییم که سالها با پیراهن سرخ و آبی، نبض استادیومها را در دست داشت. اما امروز، او نه فقط یک پیشکسوت فوتبال که صدای نسلی است که طعم تلخ ترکشهای جنگ را چشیده و معنای ایستادگی را با پوست و استخوان درک کرده است. مهدوی در این گفتوگو، از مرزهای مستطیل سبز فراتر میرود. او از ایران میگوید؛ از وطنی که دشمنانش آرزوی ویرانیاش را به گور خواهند برد و از مردمی که در سختترین روزها، تنها تکیهگاه این خاک مقدس بودهاند. او که خود پدر است، با بغضی فروخورده از فاجعه دردناک شهادت دانشآموزان مینابی یاد میکند؛ زخمی که بر پیکره انسانیت نشست و نشان داد که دشمن، حتی از معصومیت کودکان نیز هراس دارد. مهدوی با همان غیرت دوران بازیگریاش، از امید به شکستن طلسم صعود در جام جهانی میگوید و در عین حال، منتقدانه به ساختارهای لرزان فوتبال ایران مینگرد. این روایت، داستان مردی است که معتقد است فوتبال، تنها بازی نیست بلکه میدان بزرگ غیرت و افتخار برای نام بلند ایران است؛ مردی که در میان هیاهوی توپ و میدان، قلبش هنوز برای امنیت و سربلندی این مرز و بوم میتپد.
از شرایط این روزهای ایران شروع کنیم. دوران جنگ برای شما چگونه سپری شد؟
همه ما در کنار هم روزهای سختی را سپری کردیم و عزیزان زیادی را هم از دست دادیم که مثل برادر و خواهران ما بودند. ما با یک دشمن بیشرف طرف هستیم که هدفش نابودی ایران است ولی این آرزو را به گور خواهد برد. خوشبختانه در این مدت مردم پشت میهن و خاکشان بودند و این از هر چیزی مهمتر است.
