
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، داستان فیلم «گیس» به کارگردانی محسن جسور یکی از فیلمهای شرکتکننده در جشنواره فیلم فجر امسال براساس اتفاقاتی بود که سال ۱۴۰۱ در پتروشیمی مارون رخ دادند. کارگردان اینفیلم هم سال ۱۴۰۲ فیلم «شکار حلزون» را در جشنواره فجر داشت.
وقتی «گیس» را میبینیم، به اینجمعبندی میرسیم که کارگردان و دستاندرکاران فیلم خواستهاند فیلمی میهنی و وطندوستانه بسازند اما نکته مثبتتر فیلم این است که ضمن القای ایناحساس، قصه از جایی به بعد پلیسی میشود و فقط در تلاش نیست احساسات میهندوستانه مخاطب را تحریک کند. به عبارت سادهتر، از میانههای فیلم، کفه پلیسی فیلمنامه غلبه کرده و حس وطندوستانه مورد اشاره، در حالت زیرپوستی و غیرمحسوستری قرار میگیرد تا پذیرفتنیتر هم بشود.
با همیندستفرمان است که حضور ستارههایی چون حامد بهداد، بهنوش طباطبایی و الهه حصاری هم که در ابتدای فیلم تصور میشود برای فروش بیشتر و تضمین موفقیت فیلم در آن شرکت کردهاند، تحتالشعاع فیلمنامه (مهمترین عنصر سازنده یکفیلم خوب) قرار میگیرد.
تعدادی از سینماگران سینمای حرفهای ایران، به این امر مهم واقف شدهاند که اگر فیلمنامه تکمیل باشد و چفت و بستهایش منطقی، میتوان امیدوار بود نتیجه، فیلشوند.
از نقاط ضعف و برخی پرشهای فیلمنامهای که بگذریم، بازی تیم بازیگران که ترکیبی از ستارهها و جوانترها است، خوب از آب درآمده و حامد بهداد هم نقش یکاطلاعاتی قدیمی و باسابقه را خوب ایفا کرده است. کاراکتر عصبی و پرخاشجویی که عموما از اینبازیگر توقع داریم، با کارگردانی و احتمالا تلاش بازیگردان کار، در مسیر ساخت شخصیت به کار گرفته و باورپذیر شده است. در دقایق ابتدایی فیلم، باورکردن بهنوش طباطبایی در نقش یکزن جنوبی و لهجهای که گاهی میپرد، سخت است اما کار اینبازیگر هم در روند قصهگویی فیلم، در جریان درست قرار میگیرد.
«گیس» یکفیلم پلیسی و معمایی خوب از سینمای امروز ایران است و مهمترین مولفهاش برای جذب تماشاگر و ادامه تماشا، معما و قصه است که در کنار عرق وطنپرستی و مفهوم تلاش برای ارتقای کشور ایستاده است.
صادق وفایی
