
آلبر ممی متفکر تونسی
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک،سال ۱۸۳۸ که هند در چمبره استعمار انگلیس و ایران هم طعمه بعدی محسوب میشد، کتابی به نام «آموزش و پرورش در هندوستان» بهقلم چارلز ترولین چاپ شد. در فرازی از اینکتاب نوشته شده بود:
«جوانان هندی پرورشیافته تحت سرپرستی غرب کاملا آشنا با فرهنگ و تمدن ما، دیگر ما (بریتانیاییها و غربیها) را بیگانه نمیدانند. بنابراین سلطه استعماری ما را تشخیص نمیدهند. ما را الگوی خود قرار میدهند و حامیان خود میدانند. آرزوی آنان این است که مانند ما شوند.»
لرد ماکائولی طراح و نقشهپرداز فرهنگ و جریانی بود که میگفت «یکطبقه از هندیها تربیت شوند که بتوانند نقش رابط بین ما و میلیون هندی تحت سلطه ما را ایفا کنند و وسیله تفاهم بین ما باشند. یکطبقه که از نژاد هندی و خون هندی، ولی دارای سلیقه، اخلاق و فرهنگ انگلیسی باشند.»
با همینرویکرد و ریلگذاری انگلیس و بهتر بگوییم یهود بینالملل در ایرانِ پیش از انقلاب اسلامی، نخبگان بومی و دستچینشدهای تربیت شده بودند که پرورش آنها از مدتها قبل در دستور کار قرار گرفته بود. ایننقش در ایران به عهده فراماسونهایی چون محمدعلی فروغی، سیدحسن تقیزاده و … بود.
اما مسا میدهد، با اعتماد بیشتری روبرو میگردد. آداب و رسوم و لباس و غذا و معماری استعمارگر، حتی اگر با محیط سازگار نباشد، باز بهشدت تقلید میشود و حد نهایی اینتقلید، نزد جسورترین افراد، زناشویی با زن فرنگی است.
حال اگر روی آوری به ارزشهای استعماری، رویگردانی از خویش را در بر نداشت، چندان مشکوک به نظر نمیرسید. لیکن استعمارزده در پی بهرهگرفتن از شایستگیهای استعمارگر نیست، بلکه به نام شخصیت فردای خود، و با شور و هیجان به ناچیزکردن و دور افکندن شخصیت امروز خویش میپردازد.»
به نظر میرسد کسانی که دارای نگاه مورد اشاره هستند، اینروزها در رسانه و فضای مجازی به شدت مشغول کار هستند؛ همیشه چشمشان به دست اربابان خارجی است؛ گاهی دوست دارند جای اینکه ایرانی باشند، گوسفندی در مراتع سوییس باشند یا به هر قیمتی شده بیگانگان بیایند و بر آنها حکومت کنند؛ فرقی هم نمیکند خاک جایی که بهظاهر کشورشان است با بمب و موشک بیگانگان ویران شود!
شما هم از اینموجودات مسخشده و استعمارزده دیدهاید؟
