تلاش کنید کودکان در آهنگ زندگی باقی بمانند

کودکان نخستین قربانیان خاموش جنگ‌ها هستند، حتی اگر گلوله‌ای به آنها نخورد یا صدای انفجاری در نزدیکی‌شان شنیده نشود. آنچه کودک را از درون می‌لرزاند، نه تنها واقعیت بیرونی جنگ، بلکه فضای روانی و هیجانی خانه است که مستقیماً از رفتار والدین و رسانه‌ها تأثیر می‌گیرد. 

کودکان نخستین قربانیان خاموش جنگ‌ها هستند، حتی اگر گلوله‌ای به آنها نخورد یا صدای انفجاری در نزدیکی‌شان شنیده نشود. آنچه کودک را از درون می‌لرزاند، نه تنها واقعیت بیرونی جنگ، بلکه فضای روانی و هیجانی خانه است که مستقیماً از رفتار والدین و رسانه‌ها تأثیر می‌گیرد. 

جوان آنلاین: آنچه در این روز‌ها بیش از هر چیز اهمیت دارد، ساختن سنگری است که بتواند از لطافت روح کودکان محافظت کند؛ سنگری از جنس ایمان، آگاهی، محبت و آرامش. در دل بحران، این مأموریت والدین است؛ ایجاد پناهگاهی که کودک را نه‌تنها از آسیب‌های جنگ دور نگه دارد، بلکه او را در مسیر رشد، استقامت و امید همراهی کند. مصطفی پوراحمد خمینی، کارشناس ارشد رشته روانشناسی اسلامی در گفت‌و‌گو با «جوان» و با نگاهی ترکیبی از روان‌شناسی و اصول تربیت دینی، راهکار‌هایی می‌کند که والدین با کمک آن بتوانند در دل بحران، فضای امن عاطفی برای فرزندانشان بسازند. 

والدین چطور می‌توانند در جلوگیری از آسیب‌های روانی جنگ بر فرزندانشان و انتقال آرامش به آنها، به خوبی نقش ایفا کنند؟
وقتی کودک در فضای بحران‌زده قرار می‌گیرد، نخستین چیزی را که از دست می‌دهد، احساس امنیت است. ترس از تاریکی، شب‌ادراری، کابوس‌های شبانه، کناره‌گیری از جمع، رفتار‌های پرخاشگرانه یا عکس‌العمل‌های غریزی مثل چسبیدن به والدین، همه از نشانه‌هایی است که نشان می‌دهد امنیت روانی کودک به‌خطر افتاده است. 
در چنین شرایطی، حواس والدین باید بیشتر از همیشه به زبان بدن، تغییرات رفتاری، و نشانه‌های غیرکلامی کودک باشد. هر نشانه‌ای می‌تواند هشدار زودهنگام یک بحران بزرگ‌تر باشد. 
از مهم‌ترین اصول در روان‌شناسی کودک این است که فرزندان بیشتر از آنکه به گفته‌های والدین گوش دهند، به رفتار و احساسات آنها واکنش نشان می‌دهند، یعنی کودک نگاه می‌کند و «حس» می‌کند: آیا پدر و مادرش نگران‌اند؟ آیا مضطرب‌اند؟ آیا از آینده می‌ترسند؟ و متأسفانه، خیلی مواقع آنچه منتقل می‌شود، کلمات نیست، بلکه نگرانی با حالات چهره، تن صدا، رفتار‌های شتاب‌زده یا مکالمات پرتنش والدین در خانه است. 
اگر والدین شب تا صبح اخبار نگاه کنند، درباره حملات، مجروحان و تهدید‌ها صحبت کنند و پیش‌بینی‌های منفی داشته باشند، حتی اگر کودک را مستقیم در این بحث‌ها وارد نکنند، او ناگزیر تحت‌تأثیر جو خانه قرار می‌گیرد. 
والدین باید آگاه باشند که هر واکنشی از جانب آنها حتی آه کشیدن، زدن روی پیشانی و تکرار کلمات منفی می‌تواند برای کودک همانند یک هشدار جنگی عمل کند. پس انتقال آرامش اول باید از خود پدر و مادر آغاز شود. 
از سوی دیگر، ایمان، توکل، دیدن نیمه پر لیوان، پناه‌بردن به دعا و قرآن، همه اینها اگر در زندگی واقعی والدین باشد (البته نه صرفاً در کلام)، کودک را آرام‌تر می‌کند. او یاد می‌گیرد در طوفان، ایستاده بماند، چون الگوهایش این‌گونه زیستند. 

چگونه می‌توان از مفاهیم دینی برای تقویت امنیت روانی کودک بهره گرفت؟
مفاهیم دینی همچون صبر، توکل، عدالت، ایمان، کمک به مظلوم، مقاومت و حتی شهادت، ابزار‌های بسیار قدرتمندی برای آموزش آرامش روانی در دل بحران هستند، به شرط آنکه به‌درستی منتقل شوند. 
ما مجاز نیستیم کودک را با تصویر‌های تلخ شهدا، صحنه‌های دردناک یا روایت‌های خشونت‌بار بمباران کنیم. ذهن کودک ظرفیت تحلیل اینها را ندارد. اما اگر همین مفاهیم در قالب قصه‌گویی، بازی، دعا‌های جمعی، و الگو‌های رفتاری انتقال پیدا کند، نه‌تنها آزاردهنده نیست بلکه رشددهنده است. 
مثلاً وقتی از حسین فهمیده صحبت می‌کنیم، می‌توانیم بر شجاعت، غیرت، و فداکاری او برای حفظ مردم تمرکز کنیم، نه بر جزئیات حادثه. وقتی از حضرت زینب(س) می‌گوییم، می‌توانیم از استقامت و آرامش او در دل مصیبت سخن بگوییم، نه از مشاهدات تلخش. 
بی‌تردید ایمان مفهومی نیست که با سخنرانی منتقل شود؛ ایمان، تجربه است. والدینی که خود توکل دارند، آرامش در نماز دارند، امید در دعا دارند، این حالت را به کودک نیز منتقل می‌کنند؛ نه از طریق نصیحت، بلکه در جریان زندگی روزمره. 

این روز‌ها مهم‌ترین مؤلفه‌های فضای امن روانی در خانه چیست؟
فضای خانه در دوران بحران باید سنگری باشد برای کودک، نه میدان مین. چند اصل کلیدی وجود دارد؛ اول حفظ نظم زندگی. کودک باید درگیر ریتم طبیعی زندگی خود باقی بماند. باید بداند که هر روز بیدار می‌شود، صبحانه می‌خورد، بازی می‌کند، می‌خوابد. این نظم بیرونی به او احساس کنترل و ثبات می‌دهد. 
دوم بازی درمانی. بازی نه فقط سرگرمی، بلکه ابزاری برای تخلیه احساسات، بازیابی تعادل، و تقویت احساس تعلق است. والدینی که وقت می‌گذارند و با کودک بازی می‌کنند، در واقع به او می‌گویند «تو مهمی، تو دیده می‌شی، تو تنها نیستی».
سوم، فضای معنوی. خانه‌هایی که در آنها نماز خوانده می‌شود، قرآن قرائت می‌شود، دعا‌های جمعی وجود دارد؛ آن هم نه از سر اجبار بلکه با حس صمیمیت و عشق، کودکان مقاوم‌تری می‌سازند. چرا؟ چون کودک یاد می‌گیرد در لحظه‌های دشوار، به چیزی فراتر از اتفاقات، به پناه امن الهی روی بیاورد؛ و در آخر، گفت‌وگوی آرام. پاسخ دادن آرام، نه‌تنها به سؤالات کودک، بلکه به نگرانی‌های او حتی اگر غیرکلامی باشد. کودک باید بداند که می‌تواند هر چیزی بپرسد، و مادر و پدرش برای شنیدن او حاضرند. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *