
اقتصاد ۲۴- «صفی دراز از آدمها که قالب بزرگی از یخ را از یک طرف به طرف دیگر دست به دست میکنند؛ بخشی از یخ در هر نوبت جابجایی براثر گرمای دست آب میشود؛ نتیجه از قالب یخ به آن بزرگی در دستان آخرین نفرغیر از یک تکه کوچک چیزی باقینمانده است». این توصیف به نسبت دقیقی است از وضعیت مسلط در بازار کار ایران؛ به ویژه آنهایی که مثل کارگران خدماتی شرکت متروی تهران، در این بازار تجربه کار کردن برای پیمانکار را دارند به خوبی با پدیده کم شدن حجم یخ حین دست به دست شدن آشنا هستند و میدانند بودن در انتهای صف و گرفتن دستمزد ناچیز آن هم با تاخیر چه حس و حالی دارد!
اعتراض کارگران خدماتی متروی تهران، خبر جدیدی نیست؛ گوگلش که بکنید در مییابید که این کارگران تابستان و پاییز گذشته را بابت پولی که حقشان است، تجمع کرده اند. اما این دلیلی نمیشود تا گمان کنید مشکلاتشان بابت نگرفتن حقوق حل شده است؛ اگر چنین گمانی دارید سخت در اشتباهید؛ گروهی از این کارگران تازه بعد از ۴۰ روز دستمزد آذرماهشان را چند روز پیش گرفته اند و هنوز بابت مزد آخرشان طلبکارند؛ یعنی هم شب یلدا را با جیبی خالیتر از همیشه کنار خانوادهایشان به صبح رسانده اند و هم مزدی بابت دی ماه پولی نگرفته اند.
ممکن است برخی از مخاطبان اقتصاد ۲۴ بگویند در این اوضاع و احوال همه آدمها گرفتارند و اطلاع یافتن از به تاخیر افتادن حقوق یک عده تنها دردی است که بر دردهای دیگر جامعه افزوده میشود؛ در پاسخ به این حرف، فقط میتوان گفت اینجا صحبت نه از چند میلیارد تومان که تنها از چهار میلیون تومان پول درمیان است که قرار بود آخر ماه به خانواده کارگری پرداخت شود، اما بعد از ۴۰ روز تاخیر پرداخت شد.
