انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، عکاسی ایران را قوام بخشید و به فراگیرشدن و اثرگذاری عکاسی کمک کرد. هنوز هم این اتفاق در سپهر هنر ایران درخشان است و همین چندسال پیش حضرت آقا مجدداً درباره تأثیر عکس حسین پرتویی در پیروزی انقلاب صحبت کردند
جوان آنلاین: عکاسی استیجد یا عکاسی صحنهپردازیشده امروز از ژانرهای شناخته شده عکاسی در دنیا به شمار میرود. این نوع عکاسی، در ابتدا با هدف بازتولید و بازنمایی آثار نقاشی انجام میشد. یعنی پیش از این با دخل و تصرف بیشتر عکاس در قاب و چیدمان صحنه، عکسها یادآور نقاشی بودند، اما در طول سالها، این رویکرد تغییر کرد و تبدیل به ژانری متفاوت شد، به طوری که امروزه میتوان هزاران تفکر به واسطه آن ایجاد کرد. عکاسی استیجد، در حالت ابتدایی دخل و تصرف عکاس به زاویه دوربین، قاببندی و انتخاب سوژه محدود میشود که عکاسی تبلیغاتی و… از جمله آن است ولی وقتی بخواهیم صحبت از دخلوتصرف بیشتر داشته باشیم، جایگاه عکاسی استیجد نمایان میشود. در این باره گفتوگویی با سید احسان باقری، مدیر خانه عکاسان ایران داشتهایم که در ادامه میخوانید.
عکاسی صحنهپردازیشده با چه هدفی و چطور شکل گرفت؟
در دوره ابتدایی عکاسی که دوره مدرنیزم بود، عکاسی در رقابت با نقاشی آمد از همان آغاز هم عکس صحنهپردازی میشد ولی از آنجا که کارکرد عکس، مستندسازی و اشاره به امور واقعی بود، در آن دوره این کارکرد برایش جدیتر شد. در دوره معاصر و بعد از مدرنیسم، در دوره پستمدرنیزم دیده شد که خیلی از عکسهای مستند و مشهور جهان بازسازی و دستکاریشده هستند. برای مثال عکس معروف جو روزنتال به نام «برافراشتن پرچم در ایووجیما» که ظاهراً عکسی مستند است در حقیقت یک عکس صحنهپردازی شده است. از روی این عکس بیش از ۱۰۰ میلیون تمبر چاپ شده و سکه ضرب شده و مجسمه این تصویر در کنار کاخ سفید قرار گرفت و امریکا خواست تا این عکس مشهورترین عکس جهان باشد چراکه این عکس، تصویری نمادین است که فاتح بودن امریکا را نشان میدهد. در حالی که این عکس در دوره تجاوز امریکا به جزیره ایووجیما ژاپن ساخته شده است.
وقتی در دوره پست مدرنیزم، استناد و واقعیت بودن مورد تردید قرار گرفت، گفته شد حالا که مستند و واقعیتی نداریم چرا واقعیت عکاسی را خودمان نسازیم و در اینجا بود که عکاسی صحنهپردازی شده به عنوان یک ژانر مطرح شد و مرزهای میان هنرها هم در این زمینه مورد تردید قرار گرفت.
در عکاسی صحنهپردازی شده، عکاس صراحتاً میگوید، از پشت دوربین به جلوی دوربین رفته و دنیای خود را خودش میسازد. این عکاسی در کشورهای دنیا به خصوص در امریکا که رشد گسترده عکاسی در آنجا شکل گرفته است، رسمیت پیدا کرد و خیلی از علوم به خصوص علوم انسانی را توسعه بخشید. در زمانی که جنگ در جهان گسترش یافت و امریکا نیز یکی از دلایل آن بود و در آن دمید و پیشرفتها را دزدید.
این رویه در ایران چطور پیش رفت؟
در ایران حتی قبل از انقلاب اسلامی، کسانی مثل آقای احمد عالی کارهایی داشتند که میتوان در این سبک دستهبندی کرد. انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، عکاسی ایران را قوام بخشید و به فراگیرشدن و اثرگذاری عکاسی کمک کرد. هنوز هم این اتفاق در سپهر هنر ایران درخشان است و همین چندسال پیش حضرت آقا مجدداً درباره تأثیر عکس حسین پرتویی در پیروزی انقلاب صحبت کردند.
جنگ و انقلاب، بستر رشد و شکوفایی عکاسی مردمی شد و البته ما در آن دوره چندان عکاسی در سبکهای دیگر نداریم، اما کم کم با تغییرات عکاسی در هنر معاصر، عکاسی ایران هم تغییراتی کرد. من هم با نگاه اقتباس و اثرگرفتن از عکسها و حتی نقاشیها و آثار معروف جهان کارم را آغاز کردم و الان مجموعه ۲۷تایی عکس دارم که اقتباس و بازتولید نقاشیها و عکسهای مشهور تاریخ عکاسی و تاریخ هنر هستند که تاکنون هم نمایش داده نشدهاند. بیشتر این آثار ضدصهیونیستی و ضدامریکایی و برخی هم با دغدغههای زیستمحیطی و موضوعات کلان دیگری خلق شدهاند. یکسری از کارها هم روی بیلبورد رفته مثل «عصر انتظار» که بر اساس مینیاتور مشهور استاد فرشچیان بود.
در این دوره و روزگار، عکاسی صحنهپردازی شده در ایران کمتر کار شده است و ما میبینیم، کسی، چون سیداحسان باقری که حرف از هنر ملی، دینی و انقلاب میزند، در این ژانر به موفقیت رسیده است و این افتخار است. برای رسیدن به این رشد چه مسائل و مشکلاتی را پشت سر گذاشتید؟
در این دوره کار خیلی سخت بود و وقتی کار «عصر انتظار» تمام شد که من بعد از آن به حوزه هنری وارد شدم. اگرچه تولید و شروعش با هزینه شخصی بود و بعد حوزه هنری از آن حمایت کرد.
از آنجا که این نوع عکاسی یک پلان سینمایی است، شاید برای ساخت یک فریم عکس یک پلان سینمایی به صرفه به نظر نرسد، در جایی که هنر را به شکل مزایدهای و هزینه فایده مالی ارزشگذاری میکنند، توجیه اینکه کار باکیفیت و متفاوتی میخواهیم ارائه کنیم که تولید آن برابر با تولید یک پلان سینمایی است، سخت است. هنوز با گذشت ۱۰ سال که یکسری کارها روی بیلبورد رفت و بازتابهای داخلی و جهانی داشت، هنوز برخی نهادها از من اتود میخواهند یا هزینه زیاد آن یا امکان نداشتن همکاری را مطرح میکنند.
در اربعین هم شما سالهاست دغدغه دارید و فعال هستید؟
بله بنده که از سال ۸۳ توفیق شرکت در زیارت نورانی اربعین را داشتم و از سال ۸۷ به صورت مستمر شرکت کردم همواره دغدغه تولید آثار هنری عکسبنیان و عرضه آن به صورت نمایشگاه عکس چیدمان را در جهان داشتم و فقط یکبار توانستم نمایشگاه «رؤیای بهشت» را در اربعین برگزار کنم. که در آنجا عکس پانورامای هشتکیلومتری نجف کربلا، ۳ هزار پرتره زائران اربعین و انواع چیدمانهای نمادین این مسیر به نمایش درآمد و بعد از آن خیلیها، زمانی که من را میدیدند میگفتند، این همان دیوانهای است که یک ایده برای نمایشگاه داشت و بالاخره توانست! هنوز هرسال پیگیری میکنم، تا اربعین چند روز مانده و متأسفانه این ظرفیت بینظیر تمدنی و پیش نمایش جامعه عصر ظهور همچنان در جهان، حتی در ایران غریب است.
عرض میکردم، عکاسی صحنهپردازی شده و جا انداختن اثر آن سخت بود. اگر راحت بود که من در ۱۰ سال، تنها پنجعکس صحنهپردازی شده خلق نکرده بودم.
