
آقای وزیر، آقایان نماینده و پزشکان بیمارستان نگاه، آقای معاون پارلمانی رئیسجمهور و صاحب اصلی بیمارستان ولی عصر تبریز، و مدیران بیمارستان نگاه، لحظه لحظه، چشمانتان روشن و امروز و فردایتان پرفروغ.
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، این نوشته را با اندوهی وامگرفته از دنیای اندوهبار ۹ شهروند نابیناشده چشم پزشکی نگاه و قربانیان بیمارستان ولی عصر تبریز برایتان مینویسم. آنها که در این روزهای تاریک، درد و رنج، بیهیچ واسطهای بر رواق چشمانشان نشسته و دیگر قرار نیست روزنه چشمی به سوی روشنایی بگشایند. سکوت شما و بیتوجهی به فریادهای دیرهنگام آنها، به مثابه زخمزدن بر زخمهای قدیمیتر است. شما که از شنیده شدن فریادشان نیز برآشفتید و به جای عذرخواهی رسانه و خبرنگار را، تشویشگر اذهان عمومی خواندید.(در متن جوابیه بیمارستان نگاه به خبر تابناک). حال مطالبه عذرخواهی نماینده مجلس را به تماشا نشسته اید.
حادثه بیمارستان نگاه، نه تنها چشمها را به تاریکی برد، بلکه روح و امید را نیز در قربانیان نشانه گرفت. و حادثه بیمارستان ولیعصر از آن دردناکتر.
به راستی در جایگاهی که نشستهاید، چه وظیفهای جز رسیدگی فوری به حال و روز این قربانیان باید در اولویت باشد؟ کهمعه، کمر همت بسته و بی هیچ انتظاری، بی هیچ رومیزی گرفتنی و حتی با حمایتهای متعدد از بیماران، زندگی و سلامت را به آنها برگرداندهاند، و حال دلشان خوب بوده است، لطفاً کارزاری راه بیندازید.
این نوشته میتوانست نوشتهای باشد برای سایتی مثل کارزار و ایجاد مطالبهای ملی و فراگیر درباره این حوادث. اما ما را نه سر رفتن به کارزاری است؛ که دلی همواره بر گرد منظومه سازگاری است. تا آنجا که روزنهای کوچک برایمان باقی مانده باشد.
با احترام و امید به روزهای روشن و شفاف.
* مهدی محمدی- دبیر اجتماعی تابناک
