بغض سنگین المیرا عبدی وقتی از روزهای پایانی پدرش می‌گوید: بچه‌های جوکر شاهد بودند با آمبولانس رفت بیمارستان…/ هر شب که می‌خوابم می‌گویم اکبر خواهش می‌کنم فردا به من صبر بده اما…

ساعدنیوز: در مراسم چهلم اسطوره کمدی ایران، صحبت‌های سوزناک و احساسی دخترش المیرا، تمام حاضرین را تحت تاثیر قرار داد. او در حالی که با نام کوچک از پدرش یاد می‌کرد، از مقاومتش در برابر درد و خنداندن اطرافیان تا آخرین لحظات زندگی گفت.

بغض سنگین المیرا عبدی وقتی از روزهای پایانی پدرش می‌گوید: بچه‌های جوکر شاهد بودند با آمبولانس رفت بیمارستان.../ هر شب که می‌خوابم می‌گویم اکبر خواهش می‌کنم فردا به من صبر بده اما...

ساعدنیوز: در مراسم چهلم اسطوره کمدی ایران، صحبت‌های سوزناک و احساسی دخترش المیرا، تمام حاضرین را تحت تاثیر قرار داد. او در حالی که با نام کوچک از پدرش یاد می‌کرد، از مقاومتش در برابر درد و خنداندن اطرافیان تا آخرین لحظات زندگی گفت.

به گزارش سرویس هنر و رسانه ساعدنیوز، المیرا عبدی، دختر اکبر عبدی، پشت تریبون قرار گرفت و با لحنی پر از بغض از خصوصیات پدرش در روزهای پایانی زندگی سخن گفت:

«این روزهای آخر که مریض بود، با اینکه درد داشت می‌آمد و همه را می‌خنداند. حتی زمانی که با آمبولانس به بیمارستان منتقل می‌شد یا در بخش احیا و بستری بود، با شوخی‌هایش پزشکان و کادر درمان را می‌خنداند. به او می‌گفتم “اکبر درد داری؟” می‌گفت نه.»

اکبر عبدی، بازیگر پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون، چهارم شهریور 1339 در محله نازی‌آباد تهران متولد شد. او از همان دوران کودکی به بازیگری علاقه‌مند بود و در سال 1351 همراه مادرش به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان رفت تا نخستین گام‌های خود را در دنیای هنر بردارد.

عبدی فعالیت حرفه‌ای خود را با حضور در گروه‌های تئاتری آغاز کرد و در سال 1359 با تله‌تئاتر «سنجاب‌ها» برای نخستین بار مقابل دوربین قرار گرفت. او سپس با سریال «مثل‌آباد» به تلویزیون راه یافت و در سال 1363 با فیلم «جنجال بزرگ» وارد سینما شد. همان سال نیز با حضور در مجموعه خاطره‌انگیز «بازم مدرسه‌ام دیر شد» به شهرت فراوانی رسید و خیلی زود به یکی از محبوب‌ترین بازیگران کشور تبدیل شد.

منبع  : ساعد نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *