
به گزارش سرویس سیاسی تابناک، برای موشکافی این موضوعف کمی باید عقبتر رفت به پنجم اسفند ماه، حضور سعید جلیلی در در ویژه برنامه تشییع پیکر شهید سیدحسن نصرالله در شبکه خبر که واکنشهای متعددی را به همراه داشت.
عدهای از حضور او به واسطه سمت برادرش انتقاد کرده و صدا و سیما را خانوادگی شده دانستند، صادق دانشجو به قیاس موقعیت فعلی سعید جلیلی و رقیب انتخاباتیاش، محمدباقر قالیباف پرداخت و نوشت: «فرق بین اونکه از طرف رهبری به عنوان سرپرست هیئت اعزامی به بیروت میشه و کسی که فقط اسم نماینده رهبری بودن رو یدک میکشه »
اما دسته سومی هم بود که از قضا واکنشسازتر شدند، این دسته به ادعایی که هشت ماه پیش و در ایام انتخابات دست به دست میشد گریز زدند؛ شایعه تماس سید حسن نصرالله با جلیلی و عدم پاسخگویی وی به این تماس، برای مثال کاربری در این باره چنین نوشته بود: «وقتی سیدحسن نصرالله به سعید جلیلی زنگ زد، صداش به گوش جلیلی نرسید، اما حالا که سید شهید شده، جلیلی در تلویزیون از خوبیهای او میگوید! شاید بهتر بود در زمان حیاتش هم صدای او را میشنیدند.”
یک کاربر دیگر نوشت: سعید جلیلی برای حفظ عمر سیاسی خود به «فضاسازی رسانهای» نیاز دارد/ جلیلی از سال ۱۳۷۸ تاکنون، در انتخاباتهای مجلس و ریاستجمهوری پیدرپی شکست خورده و موفق به رأی اعتماد مردم نشده! / سید متین مرتضوی»
تاسف انگیز است که حتی شکست نیروهای انقلاب در اننتخابات ریاست جمهوری، خودش به بهانه ای برای اختلاف و هتاکی و کینه ورزی در جبهه انقلاب منجر شده است و ایده وحدت و ائتلاف حتی در انتخابات های بعدی را هم با بن بست مواجه کرده است،هرچند که برخی معتقدند از اساس وحدت میان حامیان تفکر جلیلی و قالیباف امکان پذیر نیست چرا که این دو نگاه در تناقض با یکدیگر هستند و باید فکری دیگری برای این موضوع کرد و “طرحی نو” در انداخت!
زهرا مظهری
