مهندسی بقا در اقتصاد پرریسک

یک اشتباه رایج در تفکر اقتصادی، آن هم در شرایط اقتصادی و تورمی امسال، هم تراز دانستن ارزش اسمی دارایی‌ها با قدرت مانور مالی می‌باشد. طی سال‌های اخیر، بخصوص از پاییز ۱۴۰۴ با افزایش تورم، جامعه فعالان اقتصادی و سرمایه گذاران بیش از پیش به روش سنتی خود تکیه کردند و آن تبدیل دارایی ریالی به هر دارایی فیزیکی یا غیرنقدی در جهت جا نماندن از تورم است.

مهندسی بقا در اقتصاد پرریسک
یک اشتباه رایج در تفکر اقتصادی، آن هم در شرایط اقتصادی و تورمی امسال، هم تراز دانستن ارزش اسمی دارایی‌ها با قدرت مانور مالی می‌باشد. طی سال‌های اخیر، بخصوص از پاییز ۱۴۰۴ با افزایش تورم، جامعه فعالان اقتصادی و سرمایه گذاران بیش از پیش به روش سنتی خود تکیه کردند و آن تبدیل دارایی ریالی به هر دارایی فیزیکی یا غیرنقدی در جهت جا نماندن از تورم است.

استراتژی تبدیل دارایی ریالی به دارایی‌های فیزیکی در شرایط صعودی هیجانی تا حدودی ارزش اسمی را حفظ می‌کند، ولی با توجه به وضعیت موجود فعلی از جمله فشارهای تحریمی، ریسک‌های ژئوپولیتیکی، سیاست انقباضی بانک مرکزی، به تله‌ی فقر نقدینگی در عین ثروت اسمی (Asset Rich-Cash Poor) منجر شده است. وضعیتی که سرمایه‌گذار و حتی بنگاه‌ها مالک دارایی‌های میلیاردی هستند، ولی در ایفای تعهدات خود ناتوان شده‌اند و یا توان شکار فرصت‌های جذاب بازار را ندارند.
در اقتصاد امروز ایران، تله‌ی انجماد دارایی ملموس شده است. چرا که دیگر متغیر تعیین‌کننده در سرمایه‌گذاری صرفاً بازدهی اسمی نیست، بلکه سهولت نقدشوندگی بدون تحمیل افت قیمت سنگین، معیار اصلی است. به عنوان مثال، دارایی‌های سنگین همچون املاک تجاری، مسکن متراژ بالا، خودرو و کالاهای لوکس و کمیاب دچار افت شدید در عمق معاملات شده‌اند. اگر بنگاه یا سرمایه‌گذار جهت پوشش بدهی ناگهانی خود یا هر دلیل اورژانسی دیگر نیاز مبرم به نقدینگی پیدا کند، چاره‌ای جز فروش زیر قیمت و تحمل زیان سنگین نخواهد داشت. پس این امر منجر به فلج شدن جریان نقدینگی و سلب قدرت واکنش سریع در بحران‌ها برای فعالان اقتصادی می‌شود.
با توجه به ساختار مالی کشور، ۳ رویکرد پیشنهادی در جهت گذر از این تله انجمادی می‌توان اندیشید:
اولین رویکرد پیشنهادی، معماری لایه‌ای منابع مالی می‌تواند باشد. بدین گونه که پرتفوی فردی و نهادی به ۳ بخش شفاف تقسیم گردد. اولین بخش تحت عنوان سپر دفاعی نقدی، معادل ۳ تا ۶ ماه هزینه‌های ثابت جاری به شرط نقدشوندگی آنی؛ بخش دوم نقدینگی تاکتیکی شامل ۲۰-۳۰ درصد ارزش کل پرتفوی به منظور شکار موقعیت‌های مالی ارزشمند در کف‌های قیمتی؛ و بخش سوم تخصیص مانده پرتفو به دارایی ضدتورمی استراتژیک با دیدگاه بلند مدت.
دومین رویکرد، جایگزینی دارایی‌های سنگین با دارایی‌های خردتر و نقدشونده‌تر است. یعنی به جای قفل نقدینگی در دارایی‌های سنتی با عمق نقدینگی کم، منابع مالی به بازارهای مدرن با نقدشوندگی سریع همچون صندوق‌های طلای بورسی و یا حتی صندوق‌های درآمد ثابت تخصیص گردد. چرا که این ابزارها دو مزیت بنیادی دارند: ابتدا، صندوق‌های طلای بورسی می‌توانند تا حدودی در برابر نوسانات ارزی و تورمی نقش پوششی داشته باشند و دوم امکان نقدشوندگی سریع در مواقع ضروری بدون تحمیل ضرر هنگفت و فروش زیر ارزش ذاتی و پرداخت هزینه‌های گزاف کارمزد و واسطه گری.
رویکرد سوم، پذیرش اولویت بندی نقدشوندگی آنی بر حاشیه سود مورد انتظار است. در دنیای سرمایه‌گذاری و کسب و کار، معامله گران حرفه‌ای معاملات با دوره وصول کوتاه مدت حتی با حاشیه سود کمتر را ترجیح می‌دهند تا اینکه درگیر معاملات و قراردادهای بلند مدت با حاشیه سود بالا شوند؛ چرا که در شرایط نااطمینانی و تورمی افسارگسیخته برخی معاملات مدت دار با ریسک نکول و افت ارزش زمانی پول همراه هستند و بعضاً برخی سرمایه‌گذاری‌های بلند مدت همچون ملک و خودرو علی رغم افزایش قیمتی می‌تواند در مقایسه با تورم و ارزش دلاری خود فاصله چشمگیری پیدا کنند.
برای معامله گران سنتی پذیرش کاذب بودن دلخوشی سود اسمی و روی کاغذ دشوار است، اما باید این واقعیت تلخ را پذیرفت که نقدشوندگی آنی، هم یک اصل بقا و هم ابزاری برای شکار فرصت‌هاست. در شرایط پیچیده و نااطمینانی اقتصادی امروز، ثروت واقعی در تعداد اسناد ملکی و سودهای محقق نشده نمی‌باشد، بلکه در سرعت انتقال سرمایه و حفظ قدرت خرید تعریف می‌شود.

منبع  : ستاره صبح

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *