۱۱:۱۵ – ۰۳ شهريور ۱۴۰۵
حکومت پهلوی در جنگ جهانی دوم هم اعلام بیطرفی کرد و هم کارشناسان آلمانی را که بهانه حمله به ایران بودند اخراج کرد؛ اما هیچکدام جلوی اشغال کشور را نگرفت.
باشگاه خبرنگاران جوان – حکومت، هم اعلام بیطرفی کرد و هم کارشناسان آلمانی را که بهانه حمله به ایران بودند اخراج کرد؛ اما هیچکدام جلوی اشغال کشور را نگرفت؛ چراکه تصمیم از قبل گرفته شده بود و اساساً ارادهای برای مقاومت در برابر ارتش متفقین وجود نداشت. ازسویدیگر، رضا میرپنج را خود غرب با کودتا روی کار آورده بود و بهصورت پیشفرض، «نباید مقاومت میکرد و نکرد». درحالیکه ایران از شمال و جنوب تحت تهاجم قرار گرفته بود، همه منتظر حرکتی توسط بازوی نظامی کشور بودند که؛ اما این بازوی فلج، کمتر از سه ساعت کشور را تقدیم متجاوزین کرد. در واقع هیچ انگیزه و امیدی در نظامیان و مردم وجود نداشت که حس مقاومت را در دل آنها بجوشاند. بااینحال جمهوری اسلامی برای سه ژاندارمی که در آن زمان، حدود ۴۸ ساعت مقابل ارتش شوروی روی پل فلزی رود ارس در مرز جلفا مقاومت کردند، تندیس یادبود ساخت و روایت غیرتمندی آنها در دفاع از تمامیت ارضی ایران تا امروز تکرار میشود. آنها سربازان دوره پهلوی بودند و ایستادگیشان پای ایران کافی بود تا مورد تقدیر جمهوری اسلامی هم قرار گیرند. موردی که در جنگهای اخیر علیه ایران بهصورت برعکس دیده شد و پهلویپرستان نهتنها دشمن را به حمله علیه ایران دعوت کردند که حتی سربازانی که در راه دفاع از تمامیت ارضی کشور به شهادت میرسیدند را هم مورد اهانت قرار دادند.
تو بیطرف بودی؛ آنها نه
نهم شهریور ۱۳۱۸، آلمان به لهستان حمله کرد و جنگ جهانی دوم آغاز شد. ایران مانند جنگ اول، بیطرفی خود را اعلام کرد؛ اما این بیطرفی فقط از سمت ایران بود. واقعیت این بود که مرز ایران با اتحاد جماهیر شوروی گسترده بود و آلمان هم با همان شوروی درگیر. این یعنی کشوری که در جنگ دخالتی نداشت، قرار بود بیشترین صدمات جنگ را تحمل کند. اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ به یکباره اتفاق نیفتاد، بلکه سومین تلاش ارتش سرخ شوروی و نیروهای بریتانیایی علیه ایران بود. بار اول، تبانی شوروی با بریتانیا زمینهساز تحمیل پیمانهای گلستان و ترکمانچای شد. بار دوم، پیمانهای ۱۹۰۷ و ۱۹۱۵ ایران را به حوزه نفوذ دو کشور انگلیس و روسیه تقسیم کرد و بار سوم، در جنگ دوم جهانی، بهانه «حضور کارشناسان آلمانی» منجر به اشغال ایران شد.
