
به گزارش صراط به نقل از عصرایرانیان، در صفحات تاریخ مضبوط است که شمشیر زبیر ابن عوام یاری دهنده اسلام در سختیها بوده است؛ اما این ابتدای تقدیر زبیر است. پس از برگزیدن ابوبکر به خلافت توسط شورای سقیفه و در حالی که اندک مردانی از انصار و مهاجران با این تصمیم مخالف بودند، زبیر جانب علی (ع) را گرفت. خلیفه تصمیم داشت برای مشروعیت تام خود از همه بیعت بگیرد حتی علی (ع)؛ لذا با جمعی روانه خانه امیرالمومنین شدند. خانهای که در آن لحظات تنها شش یا هفت مرد از صحابه پیامبر آنجا تحصن کرده بودند و یکی از آنها زبیر بود. قصه به اینجا ختم نمیشود؛ زبیر در دوران خلفا و با تکیه بر ویژهخواری به ثروتی عظیم و مقامی رشکبرانگیز دست یافت و بدتر اینکه به ویژهخواری خو کرد. خلافت حضرت امیر برای زبیر یک آزمون بزرگ بود آنجا که عدل علی (ع) و نگاه اُمتی و انسانی او به انسان و اسلام مانع ویژهخواری ویژگان عرب بود. طلحه و زبیر پس از بیعت با امیرالمومنین (ع) به قصد دریافت امتیازات مالی و مناصب حکومتی به امام رجوع میکنند و بعد از رد منویات خود توسط مولا سرخورده مهیای طغیان بر امام میشوند. هدف از آنچه مرقوم شد تاریخنگاری زندگی زبیر ابن عوام نیست بلکه مقدمه بحث اهمیت حلقه مشاوران و مراکز اندیشهورزی در بینش، نگرش و عملکرد صاحب منصبان حکومتی است. پر بیراه نیست اگر ادعا شود فراز و فرود و عملکرد مسئولان وابستگی بسیار نزدیکی به مشاوران آنها دارد.
مولا علی (ع) میفرمایند: «زبیر از اهل بیت ما بود تا فرزند نحس او عبدالله رشد کرد.» آنچه از این نقل امام مستفاد میشود اینکه عبدالله بهآرامی به مشاور ارشد و اصلی پدر و در عین حال علت اساسی انحراف زبیر تبدیل میشود. عبدالله تاثیر فراوانی در نگرشها و جهتگیری پدر میگذارد و شمشیر یاریگر اسلام، شمشیر طغیان بر اسلام میشود.
