به نظر میرسد ما در درک اهمیت فرهنگ و نقش سازنده آن در تعالی جامعه موفق بودهایم، اما به نسبتی که به اهمیت فرهنگ واقف بودهایم، آن را نشناختهایم یا دچار بدفهمی درباره آن بودهایم. تعدد دستگاههای فرهنگی با قرائتهای مختلف و ناسازگار درباره فرهنگ و ارزشهای فرهنگی، یکی از نشانههای این نوع بدفهمی است. به نظر میرسد در پی درک اهمیت فرهنگ و اثربخشی آن در سیاست، نگاه ابزاری به آن ترویج پیدا کرده و همین مسئله باعث شده است فعالیتهای ما پراکنده و بدون هدفگذاری مستمر باشد
جوان آنلاین: گفتوگوی ما با دکتر بهنام زنگی، رئیس مؤسسه فرهنگی- هنری صبا و عضو کمیته فرهنگی- هنری مجمع جهانی صلح اسلامی درباره نقش هنر در دیپلماسی فرهنگی و ایران فرهنگی در روزهایی انجام شد که رژیمصهیونیستی، آتش جنگ را شعلهور نکرده بود، با این همه این روزها که ایران بوی توأمان شهادت، حماسه، افتخار و زخم را به خود گرفته است، خواندن این گفتوگو از این زاویه میتواند قابل ادراک باشد که حواسمان باشد بخش قابل توجهی از جهاد ما اتفاقاً در حوزههای نبرد نرم است. به هر میزان که ما بتوانیم به تعبیر گفتوگوشونده این مصاحبه در معرفی برند ملی ایران و ظرفیتهای فرهنگی و تمدنی آن به دنیا موفق عمل کنیم و پردههای ایرانهراسی را که امروز امریکا و اسرائیل با توسل به آن تجاوز خود را توجیه میکنند بدریم، مصونیت و قدرت را به موازات آمادگیمان در جنگ سخت برای کشور و ملت خود فراهم خواهیم کرد.
وقتی درباره ایران فرهنگی سخن میگوییم دقیقاً درباره چه سخن میگوییم؟
تغییرات مرزهای سیاسی در طول تاریخ شکلگیری حکمرانیها تابع متغیرهایی، چون قدرت سیاسی و مؤلفههای دیگر قدرت، اعم از قدرت اقتصاد و سیطره ناشی از نظامیگری بوده است، به همین دلیل تعدد متغیرها به تغییر در مرزهای سیاسی سرعت داده است، اما در نقطه مقابل متغیرهای شکلگیری جامعه فرهنگی و یک هویت فرهنگی، متفاوتند و اثرگذاری آنها در گذر زمان اتفاق میافتد.
یعنی شتاب شکلگیری هویت فرهنگی در قیاس با تغییرات دیگر در مرزبندیهای سیاسی کمتر است؟
بله، سرعت تغییرات فرهنگی و دگرگونیهای حوزه فرهنگ کندتر و مبتنی بر متغیرهای درونی شده جوامع است، بنابراین مرزبندیهای سیاسی لزوماً منطبق بر مرزبندیهای فرهنگی نیستند. شما وقتی نگاه میکنید میبینید فلات ایران که مهد قدیمیترین دولتها و حکومتهای تاریخ است، همواره دستخوش تحولات سیاسی و جابهجایی قدرتها بوده و مرزهای سیاسی ایران همواره کوچک و بزرگ شده است، اما تمدن و فرهنگ ایرانی که امروزه دامنه نفوذ گسترهتری نسبت به مرزهای سیاسی کشور دارد، در یک روند آرام طبیعی رشد یافته و توسعه پیدا کرده است که از مجموعه توابع آن به ایران فرهنگی نام میبریم. در واقع ایران فرهنگی حوزه و قلمرو نفوذ فرهنگ و تمدن ایرانی است که فراتر از مرزهای جغرافیایی امروزی است.
ایران فرهنگی دربرگیرنده چه ظرفیتها و امکاناتی است و این ظرفیتها چه کمکی به زیست معقولانه ما در دنیای آشوبزده امروز میکند؟
جهان آشوبزده کنونی حاصل مداخله نهادهای قدرت و سیاست است و عامل فرهنگ، اصلیترین و مهمترین جایگزین و نظمساز آن محسوب میشود. رهبران فکری جهان و نظریهپردازان امروزه پس از آزمون و خطاهای مکرر پیش آمده، به اهمیت فرهنگ به عنوان هدایتکننده اصلی توسعه جوامع و عامل پایداری بخشی به توسعه پیبردهاند. ایران فرهنگی میراثدار فرهنگ صلح جوی ما ایرانیان در طول تاریخ است. ایران به واسطه موقعیت جغرافیایی ممتاز خود همواره مورد توجه قدرتهای همسایه بوده است، اما دستاندازی ایرانیان به ممالک مجاور در قیاس با تهاجمهایی که به ایرانیان شده بسیار ناچیز است. فرهنگ صلحمدار ایرانی در طول تاریخ توانسته است بر آشوبها و ویرانگریها غلبه کند و مصداق بارز آن جذب حکام سرکش غالب به فرهنگ ایرانی طی ادوار مختلف بوده است. فرهنگ پیشرو ایرانی همواره قدرت شمشیر را وادار به تسلیم کرده و از بدویترین قبایلی که بر ایران مسلط شدهاند، طی چند نسل، حاکمانی هنردوست، فرهنگپرور و مترقی ساخته است. از دل این خصلت تاریخی میتوان خصوصیات و ویژگیهای ریشهای را شناسایی کرد و در تاریخ و جغرافیای آشوبزده کنونی به کار گرفت.
