
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، طیف شوهرعمههایی که منتظر عموترامپ و بیبی بودند تا بیایند و آزادشان کنند، موجودات قابل مطالعه جالبیاند. البته پیشتر در روزهای اغتشاشات دیماه ۱۴۰۴، در مطالبی در تابناک به آنها پرداختهایم که مرورشان بیلطف نیست:
* «کفتاران مشغول کارند!/«۱۰ برابر ۱۴۰۱ آدم آمده!»»
* «ایندروغ اینترنشنال هم دوام نیاورد و لشکر شوهرعمهها باخت!/آنان که منکرند بگو روبرو کنند!»
* «نسخه جدید اپوزوسیون فرهیخته برای شوهرعمهها: مثل یهودیهای جنگ جهانی دوم بروید توی کمد!»
اما بهتازگی و طی روزهای جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه مردم ایران، یکاتفاق جالب برای یکی از اینشوهرعمهها افتاده و از شما چه پنهان آشنای ماست!
اینشوهرعمه که طی چندسال اخیر خیلی در گروه خانوادگی فعال بود و هرچه به دستش میرسید و نمیرسید در گروه فوروارد میکرد، در یکی دو ماه اخیر خیلی منتظر عمو ترامپ و بیبیاش بود تا با بمبها و هواپیماهایشان، با دقت نقاطی را که ارزشیها و سپاهیها و ارتشیها و بسیجیها آنجا هستند بکوبند تا او و دوستانش بتوانند در ایرانی آزاد، خوشحال و شاد و خندان کنار هم زندگی کنند.
خلاصه که اینشوهرعمه آشنای ما صبح تا شب اینترنشنال میدیروی ماشینش ریخته و ماشین بینوا را غُر کردند!
ماجرای پیشآمده برای اینشوهرعمه آشنای ما شبیه قصه دوستان «قهوه لمیز» بود که در روزهای اغتشاشات آمریکایی-اسرائیلی دیماه امسال، استوری میگذاشتند و با گرفتن سیس عقاب و دعوت مردم به اغتشاش و آتشافروزی، فکر میکردند خیلی انقلابیاند. اما موشک آمریکاییها یا اسرائیلیها وقت فرود بر سر مغازهشان سوال نپرسید لمیزیهای عزیز شما طرفدار نظاماید یا خواستار سرنگونیاش؟ و فروشگاه قهوه لمیز تخریب شد.
احتمالا شما هم اینروزها نمونههای مشابه ایناتفاق را دیدهاید. فقط با توجه به اینکه محله و خیابان مورد نظر را نام بردیم، از ذکر مدل ماشین شوهرعمه قصه معذورم بدارید چون دوست و آشنا میفهمند چهکسی بوده و خیلی بد میشود!
صادق وفایی
