از رسانه ها/ اطلاع‌رسانی و تصمیم‌گیری در مورد زلزله تهران

شفقنا-مهدی زارع استاد دانشگاه در روزنامه اعتماد نوشت: در ساختار قانونی کشور وظایف مربوط به «اطلاع‌رسانی فنی» و «تصمیم‌گیری و مدیریت بحران» درخصوص زلزله تهران تفکیک شده است. براساس قانون جدید مدیریت بحران کشور و مصوبات هیات وزیران، مسوول ثبت، تحلیل و اطلاع‌رسانی فنی زلزله موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران برای پردازش داده‌ها، اطلاع‌رسانی سریع و شبانه‌روزی وقوع زمین‌لرزه‌ها و تکذیب یا تایید شایعات مرتبط با زلزله است. پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله در کنار موسسه ژئوفیزیک، وظیفه تحلیل‌های فنی و رفتارشناسی گسل‌ها را برعهده دارد.

شفقنا-مهدی زارع استاد دانشگاه در روزنامه اعتماد نوشت: در ساختار قانونی کشور وظایف مربوط به «اطلاع‌رسانی فنی» و «تصمیم‌گیری و مدیریت بحران» درخصوص زلزله تهران تفکیک شده است. براساس قانون جدید مدیریت بحران کشور و مصوبات هیات وزیران، مسوول ثبت، تحلیل و اطلاع‌رسانی فنی زلزله موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران برای پردازش داده‌ها، اطلاع‌رسانی سریع و شبانه‌روزی وقوع زمین‌لرزه‌ها و تکذیب یا تایید شایعات مرتبط با زلزله است. پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله در کنار موسسه ژئوفیزیک، وظیفه تحلیل‌های فنی و رفتارشناسی گسل‌ها را برعهده دارد.

شبکه شتاب‌نگاری کشور -وابسته به مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی- مسوول ثبت شتاب زمین و داده‌های مهندسی زلزله است. ازسوی دیگر مسوول تصمیم‌گیری، هماهنگی و مدیریت بحران در تهران از نظر فرماندهی، برای اقدامات اضطراری مانند تعطیلی‌ها، اعزام نیروها، اسکان موقت و لجستیک بحران برعهده شورای عالی مدیریت بحران کشور به ریاست رییس‌جمهور یا وزیر کشور است و تصمیم‌گیری‌های کلان و ملی برای تهران در سطح این شورا یا سازمان مدیریت بحران کشور انجام می‌شود. ستاد مدیریت بحران شهر تهران -ذیل شهرداری و شهردار تهران- فرماندهی عملیات مدیریت بحران را در سطح شهر تهران برعهده دارد. بازوی اجرایی و هماهنگ‌کننده این ستاد، «سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران» است. در سطح کل استان تهران -مناطق خارج از محدوده شهرداری تهران مانند دماوند، ملارد، ری و پردیس- استانداری تهران و ستاد بحران استان مسوول تصمیم‌گیری اجرایی هستند. این موارد را باید با چالش وقوع یک زمین‌لرزه با بزرگای ۷ در تهران ارزیابی کرد، چراکه در چنین حالتی فراتر از یک بحران شهری خواهد بود. پس از زلزله شدید ساختار سازمانی موجود در همان دقایق ابتدایی با چالش لجستیک و ارتباطی شدید و تهدیدکارایی «فرماندهی واحد» مواجه می‌شود.

بدون خطوط ارتباطی امن و پایدار، ارسال دستورات از ستاد به نیروهای عملیاتی -هلال‌احمر، اورژانس، آتش‌نشانی- عملا ناممکن یا بسیار کند می‌شود و تصمیم‌گیری براساس شایعات یا اطلاعات ناقص صورت می‌گیرد.

چالش «فرماندهی چندگانه» و تداخل وظایف در ساختار مدیریت بحران تهران بین سه ضلع شهرداری تهران، استانداری تهران و سازمان مدیریت بحران کشور-وزارت کشور تقسیم شده است. در شرایط عادی، پروتکل‌ها مشخص هستند، اما در زلزله بزرگای ۷، مرزهای مسوولیت مخدوش می‌شود. بافت فرسوده، معابر باریک؛ به ویژه در مناطق مرکزی و جنوبی مانند مناطق ۹ و ۱۰، ۱۱، ۱۲، ۱۵، ۱۶ و ۱۷ و ریزش آوار ساختمان‌ها، بلافاصله معابر را مسدود می‌کنند. هجوم شهروندان به خیابان‌ها برای فرار یا نجات بستگان، ترافیک کور ایجاد می‌کند. اگر ساختمان ستادهای فرعی، خطوط ارتباطی اختصاصی درون‌سازمانی، یا پرسنل کلیدی کلان‌شهر در همان لحظات اول آسیب ببینند، زنجیره فرماندهی ‌از ابتدا آسیب می‌بیند. زلزله با بزرگای ۷ منجر به انفجارهای ثانویه ناشی از شکستگی لوله‌های گاز، قطع شبکه برق و نشت یا قطع آب در ابعاد وسیع می‌شود. در یک زمین‌لرزه با این مقیاس، مدل فرماندهی «بالا به پایین» در چند ساعت اول کارایی خود را از دست می‌دهد. تجربه «جنگ ۳۹ روزه» اسفند ۱۴۰۴ – فروردین ۱۴۰۵ و تاب‌آوری زیرساختی طی آن، عینی‌ترین و نزدیک‌ترین مدل آزموده شده‌ای است که نشان می‌دهد چگونه دکترین نظامی «پدافند موزاییکی» می‌تواند گره کور مدیریت بحران سنتی را در زلزله بزرگ تهران باز کند.در پدافند موزاییکی، فرض بر این است که مرکز ثقل فرماندهی و شریان‌های ارتباطی متمرکز توسط دشمن -یا در اینجا، زلزله بزرگای ۷- به کلی نابود یا «کور» شده است.

منبع  : خبرگزاری بین اللملی شفقنا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *