
شفقنا-ابراهیم متقی استاد دانشگاه تهران در روزنامه اعتماد نوشت: ادبیات سیاسی و کنش رفتاری عرصه دیپلماسی، جنگ و تحریمهای پردامنه؛ نشانههایی از ابهام امنیتی در روابط ایران، امریکا و اسراییل را منعکس میسازد . ساختار حکمرانی امریکا و اسراییل در اکتبر و نوامبر ۲۰۲۶ انتخابات جدیدی را تجربه خواهند کرد.نظرسنجیهای انجام شده، بیانگر این واقعیت است که نشانههای کنش اجتماعی و افکار عمومی جامعه امریکا و اسراییل، تمایلی به جنگ نداشته و از سازوکارهای کنش مسالمتآمیز در ارتباط با ایران حمایت میکنند. در چنین شرایطی طبیعی به نظر میرسد که در روند انتخابات میان دورهای کنگره امریکا و انتخابات کنست اسراییل احزاب حاکم به ویژه ترامپ و نتانیاهو موقعیت سیاسی و جایگاه ساختاری خود را از دست بدهند.
جنگ بدون پیروزی، همواره چالشهایی را برای رهبران سیاسی کشورهای جهان غرب و اسراییل ایجاد خواهد کرد. نتانیاهو و ترامپ در چنین شرایطی به سر میبرند. آنان امید چندانی به پیروزی سیاسی و انتخاباتی ندارند، مگر آنکه سطح جدیدی از منازعه را در دستور کار قرار دهند. جنگ و منازعه علیه ایران بخشی از سازوکارهایی محسوب میشود که میتواند زمینه برخی از موفقیتهای انتخاباتی را از این طریق فراهم سازد.
در هر دوران تاریخی، بخشی از موجودیت و قابلیت ایرانی تحتالشعاع حسنظن ایران و فرآیندهای اعتماد ساز گروههایی شده است. به همانگونهای که جنگ نیازمند قابلیتهای تاکتیکی و قدرت میباشد، هرگونه صلحسازی نیز بدون ساز و کارهای مربوط به تولید قدرت و مقاومت در برابر جنگ، چالشهای پرمخاطرهای را برای کشورها ایجاد میکند. ایران در دوران موجود و در روند ابهام امنیتی ایجاد شده، نیازمند صلحسازی و الگوهای پایدار در کنش تاکتیکی میباشد. چالشهای موجود فراروی ایران به گونهای تصاعد پیدا کرده که عبور از آن کاری دشوار برای حوزه حکمرانی میباشد. افزایش تحریمهای اقتصادی امریکا، بیانگر آن است که ایالات متحده تاکتیک تحریمهای گسترده برای محدودسازی قدرت اجتماعی و اقتصادی ایران را در دستور کار قرار داده است. عبور از چنین چالشهایی صرفا در شرایطی حاصل میشود که نشانههایی از آینده پژوهی هوشمند در دستور کار قرار گیرد. در چنین شرایطی باید به تجارب گذشته استناد کرد، زیرا تاریخ در سیاست بر اساس منطقی معنا پیدا میکند که «گذشته چراغ راه آینده خواهد بود ». گذار از چالشهای امنیتی عصر ابهام برای جمهوری اسلامی ضروری میباشد. ادامه «وضعیت امنیتی نه جنگ و نه صلح »، چالشهای راهبردی بیشتری را برای کشور ایجاد خواهد کرد.
در عصر موجود که ابهام امنیتی بازتولید میشود، کشورها به ویژه بازیگران منطقهای صرفا در شرایطی میتوانند به صلح و ثبات نایل شوند که بخش قابل توجهی از منابع اجتماعی و ساختاری خود را برای تولید قدرت و اعاده قابلیتهای معطوف به انسجامبخشی اجتماعی در دستور کار قرار دهند. نادیده گرفتن فضای اجتماعی ابهام دیپلماتیک را بیشتر میکند . تجربه گذشته بیانگر این واقعیت است که حوادث ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در شرایطی ایجاد شد که نشانههایی از شوک درمانی در حوزه اقتصاد سیاسی ایران به وجود آمد . تحریم فزاینده میتواند چالشهای اقتصادی ایران را افزایش دهد. اگر ساخت اجتماعی و اقتصادی ایران در وضعیت گسست اجتماعی و چالشهای ناشی از تحریمهای اقتصادی فراگیر قرار گیرد، در آن شرایط ضریب موفقیت دیپلماسی کاهش پیدا میکند. هرگونه کنش دیپلماتیک نیازمند سطح خاصی از موازنه قدرت اجتماعی اقتصادی ساختاری و راهبردی میباشد . نادیده گرفتن موضوعات اجتماعی و اقتصادی به گونه اجتنابناپذیر مسیر دیپلماسی را نیز با چالشهای بیشتر و فراگیرتری همراه میسازد. عبور از بحران نیازمند ثبات سیاسی و انسجام اجتماعی است. چنین نشانههایی فرآیند کنش دیپلماتیک و توافق پایدار را اعتباری بیشتر خواهند داد. مسیر دیپلماسی سازنده از درون سجام بخشی اجتماعی و کنترل چالشهای اقتصادی حاصل میشود.
