
به گزارش تابناک، در آغاز قرن بیستم، وقتی نخستین خودروها در کارخانههای کوچک فورد، بنز یا رولزرویس ساخته میشدند، رنگ چیزی نبود جز چند لایه روغن و لاک نیترسلولزی که باید روزها و گاه هفتهها برای خشک شدنشان صبر میکردند. هر بدنهای با قلممو و دست رنگ میشد و تنوع رنگی به چند شید ساده محدود بود؛ مشکی، قهوهای تیره یا سبز زیتونی. در واقع فورد مدل T سالها فقط مشکی تولید میشد، چون سریعتر از سایر رنگها خشک میکرد. اما دهههای بعدی با رشد تقاضا برای خودروهای شخصی و تولید انبوه، روشهای سنتی پاسخگو نبودند. صنعت رنگ به سمت فرمولهای شیمیایی جدید رفت؛ لاکهای نیترسلولزی جای خود را به رنگهای آلکیدی و سپس اکریلیک دادند.
در دهه ۱۹۵۰ میلادی، آمریکا و آلمان دو کانون اصلی تحول رنگ خودرو بودند. پژوهشگران به دنبال مادهای بودند که هم براق باشد، هم سریع خشک شود و هم در برابر نور و باران مقاومت کند. در همین دوره فناوری «بیسکوت و کلیرکوت» متولد شد؛ ابتدا لایه رنگ اصلی که پیگمنت را دارد روی بدنه پاشیده میشود و بعد لایهای شفاف و براق روی آن مینشیند. همین نوآوری ساده دنیای خودرو را متحول کرد. از این پس رنگها عمق و درخششنعتی که دیگر فقط به براقیت فکر نمیکند بلکه به پایداری و مسئولیت زیستمحیطی نیز اهمیت میدهد.
اگر ماشین زمان ساخته شده بود و میتوانستیم به اتفاق هم به دهه 20 میلادی بازگردیم شاید تصور نمیشد رنگ خودرو روزی چنین اهمیتی پیدا کند؛ اما امروز همین لایه چند ده میکرونی به شاخصی از فناوری، مدیریت و حتی سیاست بدل شده است. از نخستین لاکهای مشکی مدل T فورد تا درخشش رنگ متالیک روی بدنه دناپلاس، یک قرن تلاش، نوآوری و گاهی مقاومت جریان دارد. ایرانخودرو نیز در دل این مسیر، از همکاری با غولهای آلمانی تا روزهای سخت تحریم، بارها آزموده شده و هر بار سعی کرده راهی برای حفظ رنگ و روی تولیدش پیدا کند اما به نظر شما چقدر موفق بوده است .
