احیای روابط ایران و عربستان پس از هفت سال، دورنمای متفاوتی از آینده غرب آسیا ترسیم کرده است و طبعاً شکست و ناکامی بزرگی برای کاسبان تنش در منطقه خواهد بود.
«نظم نوین»؛ پرکاربردترین گزاره اشتباه حداقل دو دهه اخیر است که ابتدا از سوی سران رژیم آمریکا و سپس به کرات از سوی برخی نحلههای سیاسی داخلی مطرح شد و رفتهرفته باورشان شد که جهان، آبستن نظم نوینی است و باید در آن هضم شد. حتی از اظهار لحیه «کاندولیزا رایس»، مقام بلندپایه رژیم آمریکا که از «خاورمیانه جدید» سخن گفته بود، استقبال کردند.
نیازی به اشاره مجدد درباره سیاستورزی مرد میدان نیست؛ اگر اقدامات شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی، قهرمان جهان اسلام نبود، «خاورمیانه جدید» مورد نظر غرب محقق شده بود، ولی درایت و مدیریت فرمانده وقت نیروی قدس سپاه پاسداران، نقشهها را نقش بر آب کرد و از قضا «نظم نوینی» به قرائن جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت که ماحصل آن، وضعیت و اقتدار امروز ایران در منطقه است.
همچنانکه حسین امیر عبداللهیان، وزیر امور خارجه کشورمان در توئیتی نوشت: «تلاش برای اتحاد و برادری میان امتاسلام و مردم مظلوم و آگاه منطقه؛ همان طرحی بود که سردار دلها، شهید حاج قاسم سلیمانی عزیز، قهرمان بزرگ مبارزه با صهیونیسم و تروریسم، برای اجرای آن ۳۰ سال نخوابید! بدیهی است این طرح دشمنانی دارد.»
احیای روابط عربستان و ایران صرفاً از منظر یک رویداد سیاسی معمول قابل تحلیل نیست، چه آنکه فرامتنهای مهمتر از متن فراوان دارد. اینکه «چرا به چنین نقطهای رسیدیم» خود، داستان درازی است که گزارش جداگانهای میطلبد؛ اما آنچه این روزها مهم است، اهمیت احیای این روابط و آوردههای آن است.
