برجام؛ مسأله این نیست

هر چه روزها، هفته‌ها و ماه‌های بیشتری از زمان جمع‌بندی مذاکرات ۱+۵ با ایران عبور می‌کنیم، ابعاد جدی‌تری از موضوعهای پیرامونی و چه بسا دلایل و چرایی وقوع «برجام» شروع به خودنمایی می‌کند.
هر چه روزها، هفته‌ها و ماه‌های بیشتری از زمان جمع‌بندی مذاکرات ۱+۵ با ایران عبور می‌کنیم، ابعاد جدی‌تری از موضوعهای پیرامونی و چه بسا دلایل و چرایی وقوع «برجام» شروع به خودنمایی می‌کند.

به گزارش گروه دانشگاه «خبرگزاری دانشجو»، محمد ودود حیدری ؛به نظر می‌رسد نیاز به اثبات این بحث نباشد که طرفهای مذاکره‌کننده و در رأس آنها دولت آمریکا نیاز مبرم و ویژه‌ای به «برجام» در موقعیت کنونی داشتند و دارند؛ توافقی که به باور آنها شاید بتواند همزمان سبب مهار رشد انقلاب اسلامی، جلوگیری از نفوذ بیشتر در منطقه غرب آسیا و محدود سازی توان نظامی و دفاعی آن شود و مهمتر از همه راه نفوذ و ورود به قلعه مستحکم ایران اسلامی را برایشان هموار سازد.

 

«برجام» اگر به عنوان راه میانبر شیطان بزرگ در راهیابی فرهنگی و فکری در ایران برگزیده شده باشد، آن وقت است که زمزمه‌های داخلی و همنوایی برخی رسانه‌ها، جریانها و افراد معلوم الحال همیشه شیفته غرب معنا و مفهوم خاص خود را پیدا خواهد کرد. به خاطر داریم که در روزهای نخست پس از جمع بندی «برجام»، برخی نداها و نواها در داخل، از مذاکره با آمریکا در خصوص مسایل مختلف و حتی ایجاد رابطه با شیطان بزرگ سخن گفتند و باز گشایی سفارت آمریکا در تهران را غیر ممکن ندانستند. اکنون اما به نظر می‌رسد اهمیت جلوگیری از بهره‌برداری از «برجام» به عنوان مسیر تسهیل شده ورود نرم دشمنان قسم خورده ملت، از تصمیم‌گیری در خصوص خود «برجام» نیز بیشتر و راهبردی‌تر باشد. نتیجه تلاشها، رفت و آمدها و مذاکرات فشرده دیپلماتهای زحمت کش سیاست خارجه کشور اگر قرار باشد به جای تثبیت حقوق حقه ملت ایران، انداختن فرش قرمز پیش پای صاحبان دستهای چدنی پوشیده شده با دستکشهای مخملین باشد، قطعاً مورد پذیرش هیچ عقل سلیمی نخواهد بود.

منبع  : خبرگزاری دانشجو

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *