انفعال سازمان ملل در جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران

این‌واقعیت تلخ جهان ماست. ظاهرا تا معادله قدرت در جهان تغییر نکند قواعد حقوقی و سازکارهای بین‌المللی حافظ صلح و امنیت و پیشبرد حقوق همه‌ي ملت‌ها دچار انسداد بوده و امکان اجرا در مواردی که بر خلاف نظر سیطره گران باشد، فراهم نخواهد بود و هر جا که اجرا شود نیز درگیر برخوردهای دوگانه و استفاده ابزاری طرف های صاحب قدرت می‌شود.

انفعال سازمان ملل در جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران

به گزارش سرویس فرهنگی تابناک، هنگامی که فاجعه دومین جنگ جهانگیر‌، بخش عظیمی از بشریت را در ترس و وحشت فرو برده بود‌، از عمق این مصیبت‌، نهالی سر بر آورد تا منادی صلح و زیست سعادتمند بشر بشوند. این نهاد سربرآورده از متن جنگ را سازمان ملل متحد نامیده‌اند. زمانی نه‌چندان دور، جهان در آستانه یک ویرانی‌ ایستاده بود که بقای تمدن را تهدید می‌کرد.

دو جنگ خانمان‌سوز جهانی، انسان را به درک این حقیقت تلخ رساند که نبود نظمی مشترک و قواعدی همگانی، به معنای بازگشت همیشگی آشوب و جنگ است. بدین‌ترتیب بود که در سال ۱۹۴۵، با پایان جنگ جهانی دوم، منشوری نوشته شد که مأموریت آن چیزی جز پیشگیری از تکرار فاجعه نبود و سازمان ملل متحد، نقطه تلاقی آرمان صلح و ابزار قدرت شد.  

در تجاوز آشکار و بی‌رحمانه اسرائیل و آمریکا به خاک ایران عزیزتر از جانمان، جهانیان شاهد تفسیر موسع و خطرناک دکترین دفاع پیش‌دستانه بودند؛ دکترینی که هرچند در ادبیات استراتژیک ایالات متحده و متحدانش سابقه دارد، اما در محافل حقوق بین‌الملل، مشروعیت رسمی نیافته و همواره در برابر نص صریح مواد ۲ و ۵۱ منشور ملل متحد که توسل به زور را مگر در دفاع مشروع در پاسخ به حمله‌ مسلحانه منع می‌کند، ابتر می‌ماند. اسرائیل جسورانه نه‌تنها مناطق نظامی که حتی زیرقراردادها معنا می‌یابد؛ تلاقی نیاز ناگزیر ایران به بازطراحی سیاست خارجی با واقعیت فروپاشی سپرهای حقوقی کلاسیک؛ مسیری که بدون دیپلماسی حرفه‌ای و شبکه‌سازی متنوع، پیمودنش ناممکن است.

این‌واقعیت تلخ جهان ماست. ظاهرا تا معادله قدرت در جهان تغییر نکند قواعد حقوقی و سازکارهای بین‌المللی حافظ صلح و امنیت و پیشبرد حقوق همه‌ي ملت‌ها دچار انسداد بوده و امکان اجرا در مواردی که بر خلاف نظر سیطره گران باشد، فراهم نخواهد بود و هر جا که اجرا شود نیز درگیر برخوردهای دوگانه و استفاده ابزاری طرف های صاحب قدرت می‌شود.

در بستر چنین واقعیاتی است که زمینه سو استفاده برای دولت‌های مختلف نیز فراهم می‌شود تا تن به حاکمیت قانون و معیارهای انسانی الزام آور برای همه جهانیان  ندهند و هرجا قواعد را نقض کردند، بگویند که وقتی مدعیان این‌گونه عمل می‌کنند چرا ما پایبندی نشان دهیم؟؟

منبع: تابناک

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *