نیو ایسترن آوتلوک مینویسد: منطق پشت امضای پیمانهای ابراهیم، قرار دادن ایران مقابل اعراب و اسرائیل بود، اما با ابتکار دیپلماتیک چین و آشتی تهران با ریاض، به جای ایران، اسرائیل است که منزوی خواهد شد.
آمریکا و رژیم صهیونیستی سالهاست از یک «خاورمیانهی جدید» صحبت میکنند؛ خاورمیانهای با محوریت اسرائیل که در آن کشورهای عربی آرمان فلسطین را فراموش کردهاند و به عادیسازی روابط با تلآویو تن دادهاند. فرآیندهای صلح خاورمیانه، پیمانهای ابراهیم، و طرحهای دیگری نیز در همینباره پیشنهاد و بعضاً اجرایی شدهاند. رژیم صهیونیستی بهخوبی میداند برای به رسمیت شناخته شدن روابط عربی-عبری، عادیسازی روابطش با هیچ کشوری به اندازهی عربستان اهمیت ندارد. در حالی که تیرگی روابط میان ایران و عربستان بهترین فرصت برای تحقق این هدف به نظر میرسید، آشتی تهران و ریاض علاوه بر نقش بر آب کردن این نقشه، زنجیرهای از تحولات سیاسی و دیپلماتیک را در خاورمیانه رقم زد که میتواند منجر به انزوای رژیم صهیونیستی و کاهش بیشازپیش نفوذ سیاسی آمریکا در منطقه شود. نشریهی روسی «نیو ایسترن آوتلوک» وابسته به «مؤسسهی مطالعات شرقشناسی» زیرمجموعهی «آکادمی علوم روسیه»، طی مقالهای تحت عنوان «اسرائیل و خاورمیانهی «جدید»[۱]» توضیح میدهد که خاورمیانهی جدید دارد شکل میگیرد، اما نه طبق دیدگاه آمریکا و اسرائیل و با محوریت رژیم صهیونیستی، بلکه با میانجیگری چین، آشتی کشورهای عربی، و حول محور فلسطین. آنچه در ادامه میخوانید ترجمهی گزارش نیو ایسترن آوتلوک است.
سال ۲۰۲۰، وقتی اسرائیل با حمایت آمریکا، «پیمانهای ابراهیم» را با امارات و برخی دیگر از کشورهای خاورمیانه امضا کرد، به نظر میرسید تلآویو کنترل فرآیند صلح در خاورمیانه را به طور کامل در اختیار گرفته است. اکنون که سه سال از آن اتفاق میگذرد، برقراری صلح، دیگر توسط آمریکا یا اسرائیل انجام نمیشود، زیرا موفقیت چین در میانجیگری میان ایران و عربستان، متغیرهای محلی و بینالمللی جغراسیاست [ژئوپلتیک] در خاورمیانه را به طرز قابلتوجهی تغییر داده است. در سطح محلی، کشورهای عربی اکنون بیشتر و بیشتر به دنبال «عادیسازی» [نه با اسرائیل، بلکه میان خودشان، نظیر آشتی اتحادیهی عرب با سوریه] هستند. در سطح بینالمللی، به جای واشینگتن، پکن است که دارد نقش اصلی را در این تحولات بازی میکند. این واقعیت مشکلات اسرائیل را پیچیدهتر میکند، چراکه، به دلایل واضح، تلآویو دیگر نمیتواند، حتی به طور غیرمستقیم از طریق پکن، بر این تحولات تأثیر بگذارد. در عین حال، اگر منطق زیربنایی پیمانهای ابراهیم، گسترش نفوذ اسرائیل در جهان عرب و منزوی کردن بیشتر ایران بود، چنین چیزی دیگر ممکن نیست.

