با توجه به مشکلات اقتصادی که گریبانگیر ما شده، ما هنوز به همان هدف که حفظ آب، خاک، پرچم و ناموس است، متعهد هستیم. ما همان هستیم و رنگ عوض نکردهایم، از طرفی گوشهگیر و کنارهگیر نشدهایم، فعالیت اقتصادی کردهایم. ما تا زمانی که نفس در سینهمان داریم، باید به هدف زندگیمان بپردازیم. چطور ۴۰ سال پیش درگیر جنگ شده بودیم و دفاع میکردیم، الان هم در مسیر اقتصاد برای ارزآوری همان فضا را در میدانی دیگر پیش پای خود میبینیم
جوان آنلاین: باشکوهترین آدمها برای من کسانی هستند که وسط بحران، آشوب و توفان، خونسرد و آرام هستند، مثل اینکه در جایی لنگر انداختهاند؛ لنگری که دیده نمیشود، اما اثرات آن در زندگی آنها دیده میشود. محمد برجیهشتجین، جانباز شیمیایی کارآفرین از ۴ صبح تا ۱۲ شب در تالش بیدار است و به این سو و آن سو میدود، با این همه او و امثال او وسط مناسبات حقیر سیاسی، اجتماعی، زدوبندها و منفعتطلبیها نادیده گرفته میشوند.
پیش از آنکه گفتوگویمان را شروع کنیم جملهای به من گفتید که در سرم میچرخد؛ اینکه شما اخیراً ضرر هنگفتی را در صادرات میوه متحمل شدهاید. بارتان به مقصد هندوستان به خاطر ناهماهنگی در گمرک بندرعباس مانده و عملاً به ضایعات تبدیل شده است. چطور میشود این همه زیان را تاب آورد؟ این تابآوری از کجا میآید؟
یادم میآید روزی در جلسه و جای مهمی حضور داشتم. ناگهان از خود پرسیدم، من چه کسی هستم که به اینجا رسیدهام. سال ۱۳۷۶ بود. به خودم گفتم من در یک خانواده کشاورز به دنیا آمدهام. من کجا و اینجا کجا؟ اینکه سرمایه من از بین رفته است، برایم تازگی ندارد. شاید ۸۰ میلیارد تومان فقط در تهران از بین رفته است. اعتقاد دارم اگر آن ثروت باقی میماند، شاید برای من اتفاق ناگواری میافتاد، مصلحت این بود که آن ثروت از بین برود. من به مصلحت خداوند اعتقاد و ایمان دارم. این زیانها بازدارنده است. الان وقتی قتلی اتفاق میافتد، مقتول که از بین رفته است. چرا قاتل را در بازداشتگاه نگه میدارند. چه علتی دارد؟ میدانند خانواده مقتول هیجانی است و قاتل را از بین میبرند. وقتی قاتل را در بازداشتگاه نگه میدارند، در واقع نوعی بازدارندگی برای ادامه قتلهای زنجیرهای ایجاد میکنند.
یعنی این موانع و ضررها نوعی بازدارندگی است؟
بله، ما در واقع از آن قاتل محافظت و از زنجیرهایشدن قتلها و هیجانیشدن جامعه جلوگیری میکنیم، چون اگر قاتل را بازداشت نکنیم، بستگان مقتول او را میکشند و همین طور بستگان مقتول جدید به قاتل تعرض میکنند و همین طور زنجیروار ادامه پیدا میکند. وقتی قاتل بازداشت میشود، خانواده مقتول قدری آرام میگیرند که طرف را گرفتند. همین موضوع آنها را تسلی میدهد و دیگر اینکه قاتل فراری نیست، در زندان است و مجازات خواهد شد. از آن طرف فرصتی است که قانون به تحقیقات و ریشهیابی علت قتل بپردازد. در زندگی همه ما عوامل بازدارنده وجود دارد. خیلی وقتها الهاماتی که از جانب خداوند متعال است بازدارندگی را در زندگی ما ایجاد میکند. آن طرف میبینید که ریشسفیدان و معتمدانی هستند که آتش نزاعها را میخوابانند و باز به گونهای دیگر در جامعه بازدارندگی ایجاد میکنند.
چطور میشود آدمها با وجود این همه سرد و گرمشدنها و آسیبها همچنان سرپا میمانند؟
با توجه به مشکلات اقتصادی که گریبانگیر ما شده، ما هنوز به همان هدف که حفظ آب، خاک، پرچم و ناموس است، متعهد هستیم. ما همان هستیم و رنگ عوض نکردهایم، از طرفی گوشهگیر و کنارهگیر نشدهایم، فعالیت اقتصادی کردهایم. ما تا زمانی که نفس در سینهمان داریم، باید به هدف زندگیمان بپردازیم. چطور ۴۰ سال پیش درگیر جنگ شده بودیم و دفاع میکردیم، الان هم در مسیر اقتصاد برای ارزآوری همان فضا را در میدانی دیگر پیش پای خود میبینیم. ما صادراتکننده هستیم. ما وارد نمیکنیم. در این روزهای سخت، ارز وارد کشور میکنیم. شما نگاه کنید. وقتی کارآفرینی سرمایهگذاری میکند، اندکی از منافع آن سرمایهگذاری نصیب او میشود، مابقی در شریانهای معیشتی جامعه میچرخد.
