
اقتصاد۲۴-بهنظر میرسد جنگ روسیه با اوکراین موجب تسریع روند تحولات در حوزۀ دریای سیاه شود، احتمالاً این تغییرات بیش از هر کشوری ترکیه را متأثر میکند و این امر توازن قوا در خاورمیانه و حوزۀ مدیترانه را متأثر خواهد ساخت.
با گذشت بیش از دو ماه از آغاز جنگ روسیه در اوکراین مشخص شد که روسیه علیرغم ادعاها در مورد پایان فاز نخست نبرد و ورود به فاز دوم آن، در جبهۀ شمالی (خارکیف و کیف) عملاً متوقف شده و در دو جبهۀ جنوبی و شرقی با ایستادگی دور از انتظاری مواجه شده است؛ همچنین مشخص شدن اشتباهات محاسباتی (فرار یا مرگ ولادیمیر زلینسکی، استقبال گسترده مردم اوکراین از قوای روس، پایان سریع جنگ با حجم آتش بالا و هجوم برقآسا و …) در کنار ضعفهای ارتش روسیه (عدم هماهنگی قواها و ارکان، ضعف در آماد و پشتیبانی و …) موجب مرگ شمار قابل توجهی از صاحبمنصبان ارتش روسیه و سردرگمی، نومیدی و هراس نیروهای میدانی روسی شده است، آمارهای میزان تلفات انسانی و حجم تسلیحات و ادوات رهاشده روسها نیز مؤید این امور است. در سطح جهانی هم، موج مخالفت اوکراین و متحدین ناتو در خصوص با تحمیل جنگ به اوکراین و احتمالاً در ادامه مولداوی، در حال تبدیل شدن به اجماعی جهانی است. روسیه هر چند دیر این واقعیات را لمس میکند و تلاش برای فرار از دام با ایجاد یک پایان آبرومندانه برای جنگی که دارد شبیه نبرد با ژاپن (۱۹۰۵) میشود و حملات موشکی به بخش غربی اوکراین و هشدار به سوئد و فنلاند و تهدید به استفاده از سلاح هستهای شواهد این امر است.
تحت چنین شرایطی تغییر تمرکز و اهداف روسیه از تأدیب اوکراین و رسیدن به مرزهای امپراطوری شوروی به اهدافی شاید کوچکتر و قابل دسترستر قابل درک است. پنج عامل فرار از خفقان ژئوپولیتیکی بهعنوان کشوری برّی، گستراندن مناطق متمایل به روسیه از کریمه تا ترانسنیستریا، ایجاد چالشهای نامتقارن برای رقبا، مبحث ژئواکونومی انرژی (به خصوص گاز) و توجیه افکار عمومی داخلی، روسیه را متوجه دریای سیاه میکند.
