دشمنان منتظر بودند سید حسن نصرالله از میان ما برود، چون ابهت و نفوذش دنیا را تکان میداد. حتی دشمنانش در اسرائیل به این قدرت اذعان میکردند. حالا مخالفان فکر میکنند سر بلند کردهاند و در خیابان و شبکههای اجتماعی علیه ما حرف میزنند، اما نمیدانند در خوابی عمیق هستند. شاید شرایط برای خانوادههای حزبالله در لبنان سخت باشد، اما مقاومت بعد از سید هم ادامه دارد
جوان آنلاین: یک سال از شهادت سید مقاومت، «سید حسن نصرالله» میگذرد و هنوز دلها برای او تنگ است. برای سخنان محکم و پرصلابتش، برای رهبری مقتدرانه و آن حضور آرام و دلگرم کنندهای که حتی در سختترین روزهای جنگ و محاصره، دل مردم لبنان را استوار نگه میداشت. مردم لبنان و دیگر کشورهای مسلمان، هنوز جای خالی او را در لحظههای دشوار حس میکنند. جای خالی کسی که نه تنها هدایتگر سیاسی بود، بلکه تکیهگاه دلها و الهام بخش مقاومت و امید بود. قدرت بیبدیل او در سخن و عمل، ایستادگی محکم و صلابت اخلاقی اش هنوز در خاطرهها و دلها زنده است و فقدانش خلأیی عظیم ایجاد کرده است. با این حال، حزبالله لبنان بر این باور است که روح سید شهید و رهبران حاضر سیاسی در لبنان و ایران، همچنان چراغ راهی است که آنها را به پیروزی هدایت خواهد کرد همانطور که سیدشان فرمود: «قطعاً سننتصر».
برای درک گوشهای از دلتنگی و احترام مردم لبنان به رهبری و شخصیت سید مقاومت، به یک گردهمایی صمیمی و زنانه رفتم. در این نشست، علیاء رضا، یکی از فعالان اجتماعی زنان لبنانی با صدایی آرام و لبخندی تلخ، از کرامات سیدحسن، لحظات شهادت او، اوضاع لبنان پس از شهادتش و نقش بی بدیل زنان در محور مقاومت سخن گفت.
علیاء رضا میگوید: «از کشوری میآیم که سالها با دشمن بزرگی به نام اسرائیل روبهرو بوده است. دشمنی که بارها به سرزمین ما تجاوز کرد و جنگهای زیادی راه انداخت. ساده بگویم، در تمام آن سالها یک رهبر بزرگ داشتیم به نام سیدحسن نصرالله. او برای ما فقط یک رهبر نبود، پدری مهربان و پناهی استثنایی بود.»
این فعال اجتماعی ادامه میدهد: «جنگ را از نزدیک تجربه کردهام. وقتی اسرائیل به ما حمله میکرد، حتی در سختترین لحظهها ناامید نمیشدیم، چون سیدحسن نصرالله با سخنرانیها و پیامهایش به ما امید و نیرو میداد. در حالیکه در کشورهای دیگر مردم هنگام جنگ فرار میکردند ما میماندیم و مقاومت میکردیم، چون حضور او دل و جانمان را محکم میکرد. او شخصیتی استثنایی بود. چند بار ایشان را از نزدیک دیده بودم. یکی از آن دیدارها چند سال قبل بود. وقتی وارد مجلس شد، نورانیت خاصی در چهرهاش بود.»
