
اقتصاد۲۴-کار نیست؛ وقتی کار نیست چارهای نیست جز اینکه به هر درِ باز و بسته بزنی تا شاید لقمه نانی برای سفرهی خانوادهات به دست بیاوری؛ در سیستان و بلوچستان کار نیست، از قلب زاهدان گرفته تا نقطهی صفر مرزی، کار نیست و برای نان درآوردن باید به هزار در بسته زد، درهایی که معمولاً باز نمیشوند.
در میدانهای اصلی شهر زاهدان و در خیابانهایی که داغ گرمای تابستان همه چیز را به مرز ذوب شدن میرساند، در خیابان مولوی، دروازه خاش، ورودی چهارراه رسولی و همهی پیچ و واپیچهای این شهر محروم، پیرمردها، جوانان و کودکانی را میبینی که کنار دکههای فروش سوخت چمباتمه زدهاند و در انتظار مشتری هستند؛ در کنار این دکهها، کپسولهای گاز خانگی روی آسفالت قرار دارد و دبههای چهار لیتری و ده لیتریِ بنزین فضای کوچک دکه را اشغال کرده است: «بنزین فروشی» یک شغل معمول مردمانی است که دهههاست بیپولی و بیکاری را تاب آوردهاند؛ خیلی ساده است که در زاهدان به دهها کودک ده ساله یا حتی هشت ساله بربخوری که گالنهای سنگین بنزین را برای مشتریان حمل میکنند.
«سوخت» و فروش سوخت، یکی از معدود راههای نان درآوردنِ مردمان بلوچستان است، وقتی نه کارخانه هست و نه کشاورزی و نه صنعت، هزاران نفر در سراسر استان پهناوری به پهنای آفتابِ جنوب شرق، سوختفروشی و سوختبری میکنند.
