
اقتصاد۲۴- ولیالله سیف، رئیسکل پیشین بانک مرکزی در یادداشتی در روزنامه دنیای اقتصاد نوشت: اقتصادها معمولا با یک تصمیم اشتباه فرو نمیریزند. آنچه کشورها را به بحرانهای بزرگ اقتصادی میرساند، انباشت تصمیمهایی است که هر یک در زمان خود ساده، کم هزینه و حتی مردم پسند به نظر میرسند؛ اما در مجموع، اقتصاد را از واقعیتهای خود دور میکنند. ابرتورم نیز از همین جنس است؛ نه حادثهای ناگهانی، بلکه آخرین ایستگاه مسیری که در آن، تصمیمهای کوتاهمدت جای اصلاحات اساسی را میگیرند و راه حلهای مقطعی، جایگزین درمان ریشهای مشکلها میشوند.
سالهاست که مردم ایران با تورم زندگی میکنند. افزایش مداوم قیمتها، کاهش قدرت خرید و دشوارتر شدن برنامه ریزی برای آینده، به بخشی از واقعیت زندگی روزمره تبدیل شده است. تداوم این وضعیت، ممکن است این تصور را ایجاد کند که اقتصاد به تورم عادت کرده است؛ اما این برداشت، اگرچه قابل درک است، میتواند گمراه کننده باشد. میان تورم مزمن و ابرتورم فاصلهای وجود دارد که تنها با افزایش چند درصدی نرخ تورم سنجیده نمیشود، بلکه با کاهش اعتماد جامعه به پول ملی و سیاستهای اقتصادی شناخته میشود.
در ادبیات اقتصاد، ابرتورم صرفا به معنای افزایش شتابان قیمتها نیست. ابرتورم زمانی رخ میدهد که پول، سه کارکرد اصلی خود را از دست بدهد؛ دیگر نه وسیلهای مطمئن برای مبادله باشد، نه معیار قابل اتکایی برای سنجش ارزش کالاها و نه ابزاری برای حفظ قدرت خرید. به همین دلیل، اقتصاددانان ابرتورم را پیش از آنکه یک بحران پولی بدانند، بحران اعتماد مینامند.
