
اقتصاد۲۴– با گذشت بیش از سه دهه از پایان جنگ تحمیلی، علیرغم تایید لزوم پرداخت غرامت جنگی از جانب عراق به ایران -که به عنوان متجاوز جنگی از طرف سازمان ملل متحد شناخته شده بود- هنوز این مطالبه پابرجاست و به یکی از پیچیدهترین مباحث سیاست خارجی ایران تبدیل شده است، غرامتی که به گفته کارشناسان حق مردم ایران است، اما به نظر میرسد وصول آن زیر سایه روابط دولتها در عراق و جمهوری اسلامی قرار گرفته. مساله اصلی پاسخ به این سوال است؛
عدم وصول این غرامت ناشی از کوتاهیهای مدیریتی و کمکاریهای سیاسی است یا اینکه تصمیمی کلان برای مسکوت گذاشتن آن براساس ملاحظات منطقهای وجود دارد؟ در کنار پاسخ به این سوال و حق غیرقابل انکار خانوادههای شهدا و جانبازان و شهرهای آسیبدیده از جنگ از این غرامت، در ارتباط با مساله پیکرهای تحویل داده شده خانوادههای شهدا طی سالیان گذشته نیز مسائلی وجود داشته. گزارشهایی حاکی از اینکه بعضا پیکرهای تحویل داده شده متعلق به خانواده دریافتکننده نبوده و این خانوادهها برای پایان چشمانتظاریشان آنها را قبول کردهاند. چقدر این روایتها صحت دارد، دایره شمول این موضوع در بین خانوادههای شهدا و مفقودالاثرین تا چه اندازه بوده و از اساس چرا چنین موضوعاتی در این حوزه رخ داده است؟
مهمان این قسمت از برنامه پاراگراف اعتمادآنلاین، آقای دکتر حشمتالله فلاحتپیشه، رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس دهم، نماینده مردم اسلامآباد غرب و دالاهو از شهرستان کرمانشاه در سه دوره مجلس شورای اسلامی، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل بینالملل است.
زنده باشید. موضوع این گفتگو در رابطه با غرامت جنگی ایران از عراق است. اگر بخواهیم زمان دقیقترش را بگوییم سال گذشته غرامت جنگی کویت پرداخت شد، با این وجود هنوز هیچ خبری از غرامت جنگی ایران نیست. قبل از اینکه هر سوالی را در مورد علت این تاخیر مطرح کنیم یک ابهام کلی وجود دارد که آیا بحث غرامت به صورت شفاف و روشن در سند آتشبس ایران و عراق آمده است؟ و موضوع به شکل حقوقی هست که قابل پیگیری باشد؟
به نام خدا. واقعیت قضیه این است که سازمانهای بینالمللی و قطعنامههای موجود تبعی از تبعات قدرت در دنیای امروز هستند. در بند ششم قطعنامه ۵۹۸ تاکید شده که غرامت جنگ باید داده شود، براساس برآوردی که دبیرکل سازمان ملل متحد انجام میدهد صندوقی شکل میگیرد و غرامت طرفی که جنگ علیه آن صورت گرفته است نه اینکه شروعکننده بوده، مانند ایران به این دلیل که در قطعنامه نیامده است در آن ریخته میشود. آقای خاویر پرز دکوئیار، دبیرکل وقت سازمان ملل متحد، قبل از اینکه پست خود را ترک کند کاری وجدانی انجام داد و آن چیزی که در قطعنامه نیامده بود را گفت که عراق شروعکننده [جنگ]بوده است و به عنوان متجاوز شناخته شد. یک برآورد هم ارایه داد که با برآورد ما متفاوت بود؛ یعنی حدود ۹۶ میلیارد دلار- اگر اشتباه نکنم- و براساس گزارشی که [ما دادیم]غرامت برای ایران بالای ۱۰۰۰ میلیارد دلار بود. بعد از آن شرایطی شکل گرفت و در ایران در دهه ۹۰ میلادی و بعد از جنگ دو اتفاق افتاد؛ یکی اینکه ایران خود به عنوان کانون هدف قرار گرفت و به چالش کشیده شد توسط یک طرف قدرت که امریکا بود و چالشی که در سازمانهای بینالمللی علیه ایران شکل گرفت.
مشخصا در سال ۱۹۹۵ میلادی اولین تحریمهای امریکا تحریم شرکت کونکو امریکایی بود که قرار شده بود کار نفتی در ایران انجام دهد. تحریمهای بعد داماتو و هزبرتون [بود]و ایران وارد فازی شد که هدف امریکاییها این بود نه تنها از شورای امنیت سازمان ملل چیزی گیر ایران نیاید، بلکه پرونده ایران ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد برود و درنهایت هم یک دهه بعد توانستند این کار را صورت دهند. در سمت دیگر، اتفاق دیگری در عراق رخ داد. در سال ۲۰۰۳ در عراق صدام سقوط کرد.
این سقوط اولا از ۱۳ سال قبل شروع شده بود که صدام به کویت حمله کرد و جنگ تازهای شکل گرفت. از آن زمان ایران کانون هجمه سیاسی و سازمانهای بینالمللی و تحریم قرار گرفت و عراق به کانون چالش نظامی تبدیل شد. هر رییسجمهور امریکا که میآمد چند موشک به عراق میزد تا [رسید به]جنگی که برای نجات عراق شکل گرفت. دو اتفاق همزمان مطرح شد؛ یکی بحث اینکه صدام به کویت حمله کرده است و باید غرامت بدهد. پشت قضیه امریکاییها، غربیها و سازمان ملل متحد و… بودند و [این طرف]عراقی که دیگر دولت نداشت؛ لذا یک فرآیند حدودا سی ساله را به بودجه عراق تحمیل کردند.
بیشتر بخوانید: عراق ۵۰۰ میلیون دلار دیگر به عنوان غرامت جنگی به کویت پرداخت کرد
