
اقتصاد۲۴– ابراهیم رئیسی، رئیسجمهور متفاوتی است، او بر خلاف چهرههای شاخصی که بازندهی انتخابات بودند، باز فرصت یافت که برنده باشد؛ نه «ناطق» پس از ۷۶ دوباره به میدان آمد و نه «هاشمی» پس از ۸۴، اذن رقابت یافت. رئیسی بازندهای بود که رخصت برنده شدن داشت و این نخستین تفاوت و البته مهمترین تفاوت اوست. «بازندهی برنده»، ترکیب تازهای در پاستور بود آنجا که معمولا برندگان هم آخر بازی، بازنده میشوند. رئیسی، در رقابتیترین انتخاباتها در آن بهار گُر گرفتهی ۹۶، باخت و در یکی از غیررقابتیترین انتخابات در بهار بیرمق ۱۴۰۰ که حتی علی لاریجانی هم از گردونه خارج بود دوباره سر برآورد.
او بازندهی صندوقهای شلوغ و برندهی صفهای خلوت بود و این شاید برای کلیددار آستان قدس و قاضیالقضات دستگاه قضا چندان مهم نباشد اما برای رئیسجمهور شدن و رئیسجمهور ماندن حیاتی است. او فردای انتخابات، نه آن شگفتیای بود که جامعه را بر سر ذوق آورَد و نه آن چهرهای بود که در صفآرایی مناظرات، درخشیده و از قاب تلویزیون بیرون زده باشد و نه سیاستمداری بود که کلماتش تاریخساز شده باشد و سرنوشت انتخابات را دگرگون سازد، او ابراهیمی بود از آتش نگذشته.
رئیسی تفاوت دیگری هم داشت، او معمولیترین رئیسجمور ایران هم بود و شاید حامیانش از این معمولی بودن، افتخار و امتیازی برای او بسازند و «دولت مردمی» را با «رئیسجمهور معمولی» همآهنگ بدانند اما رئیسی نه در سیاست و مصلحت در ابعاد هاشمی بود و نه در فرهنگ و فرهیختگی در تراز خاتمی و نه در ذکاوت و لجاجت در سطح احمدینژاد و نه در فصاحت و اهلیت و سبقهی صدارت قابل قیاس با روحانی، او حتی پیشینهی اجرا هم نداشت و سپردن دولت به او که نه دولتمرد بوده است و نه سیاستمدار و نه دیپلمات و نه حتی نمایندهی مجلس، اتفاق نامعمولی بود برای یک رئیسجمهور معمولی.
