
اقتصاد۲۴– سرانجام پس از ۹ روز انتظار ایالات متحده چهارشنبه هفته گذشته جواب خود را به پاسخ مکتوب ایران پیرامون متن پیش نویس اتحادیه اروپا برای احیای برجام ارائه کرد. اگرچه تاکنون هیچ رسانه داخلی، منطقهای و بین المللی جزئیاتی از این جواب آمریکا ارائه نکرده است، اما برخی رسانهها از عدم پذیرش کل درخواستهای تهران یا بخشی از آن توسط دولت بایدن سخن گفتند؛ بنابراین بسیاری معتقدند یا باید شاهد شکست گفت وگوها، سکون، توقف بن بست مجدد در مذاکرات باشیم و یا اینکه در بهترین حالت دور دیگری از مذاکرات وین برای حل اختلافات در دستور کار قرار خواهد گرفت. پیرو این نکته فضای مثبتی که در ۱۵ آگوست/ ۲۴ مرداد به واسطه ارسال پاسخ مکتوب دولت رئیسی به امید احیای برجام در کشور شکل گرفته بود دوباره جای خود را به فضایی مبهم، پیچیده و سردرگم در مذاکرات داده است. کما اینکه از یک سو دیوید بارنیا، رئیس سازمان موساد در اظهاراتی امضای توافق را صدردصدی میداند و در مقابل میخائیل اولیانوف از طولانی شدن مذاکرات میگوید. هم چنانی که نماینده مجلس هم خبر از توافق ظرف یک هفته تا ۱۰ رو آتی دهد. اما به واقع چرا شاهد این فضای مبهم در مذاکرات هستیم؟ این ابهام تا کی ادامه دارد؟ چرا تلاش بورل هم نتوانست به حل مشکلات منجر شود؟ به چه دلیل نمیتوان امیدی به احیای برجام در کوتاه مدت داشت؟ پاسخ به این سوالات و پرسشهایی از این دست را در گفتگو با ابوالقاسم دلفی پی گرفته ایم. در گپ و گفت با سفیر پیشین ایران در صربستان، فرانسه، بلژیک، کلمبیا و شیلی سعی شده است تا ارزیابی از چرایی بازگشت مذاکرات به نقطه ابهام داشته باشیم که در ادامه میخوانید.
بعد از اقدام دولت رئیسی در ارسال پاسخ مکتوب خود به متن پیش نویس چوزپ بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در ۱۵ آگوست/۲۴ مرداد به نظر میرسید فضا برای احیای برجام مساعد است. حال بعد از توقفی ۹ روزه آمریکا هم پاسخ خود را به جوابیه ایران داد. هر چند که از جزئیات پاسخ ایالات متحده خبری در دست نیست، اما در مجموع اخبار واصله واشنگتن، نه مخالفت قاطعی نشان داده و نه بله محکمی هم به درخواستهای تهران داشته است؛ لذا فضا مذاکرات دوباره به نقطه ابهام بازگشته است. از نگاه شما اساساً دلیل یا دلایل این وضعیت مبهم برای مذاکرات چیست؟ چرا هر بار که زمزمه احیای برجام و حصول توافق به گوش میرسد شاهد یک کلاف سردرگم و بن بست در مسیر گفتگوها هستیم؟
این مساله ناشی از دو دلیل عمده است؛ اول نبود یک اراده جدی و محکم برای احیای برجام و حصول توافق به خصوص در ایران. البته همین نکته در مورد آمریکا هم صدق میکند. چراکه بایدن هم توان و اراده لازم برای تقابل با جریان مخالف توافق و جریان ضدبرجامی با محوریت اسرائیل و حزب جمهوری خواه را، آن هم در آستانه انتخابات کنست و انتخابات میان دورهای کنگره ندارد.
بیشتر بخوانید: فضای مبهم درباره آینده برجام پس از نامه تازه آمریکا
