
پشت ویترین داروخانهای در حوالی میدان ولیعصر تهران نوشتهاند با حروفی درشت: «هموطن! حق بیمه میپردازی، اما بیمهها هفت ماه است حق داروخانهها را ندادهاند.»
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، روایت مکتوب چسبخورده بر ویترین این داروخانه از منِ بیمار چه میخواهد؟ نوشته است: «زنگ هشدار سلامت / هموطن گرامی، آیا میدانید با اینکه شما حق بیمه خود را جهت بهرهمندی بهصورت مرتب میپردازید، اما بیمهها مطالبات ۷ ماه پیش داروخانهها را تاکنون پرداخت نکردهاند؟ همین امر یکی از مهمترین علل کمبودهای دارویی در سطح کشور بوده و زنگ خطری برای سلامت است.»
در برابر ویترین داروخانه ایستادهام و مبهوت، واژهها را مرور میکنم. هزار حس ناگوار در درونم به جوش میآید. به راستی با این نوشته، حالا من شاکیام یا باید پاسخ بدهم؟ در برابر داروخانه، مطالبهگرم یا باید بیدارو راه برگشت را پیش بگیرم؟ در برابر سازمانهای بیمهگری که باید در این لحظه از من حمایت کنند، چه باید بگویم؟ احتمالاً اگر بپرسم چرا حق بیمه را از من گرفتهاید و حق مسلم مرا دریغ میکنید، آنها هم نوشتهای دیگر را در محیگر است که پشت هیچ ویترین داروخانهای، هیچ اطلاعیهای بدین مضمون نصب نشده است.
آقای مسئول! لطفاً اگر سختتان نبود، زورتان نیامد، حالش را داشتید، در مصاحبهی خبریتان یک دقیقه را به یک کار مهم اختصاص دهید: حرف نزنید. یک دقیقه سکوت کنید به احترام همهی دردهایی که بیماران میکشند و خانوادههایشان، قبل از بیماری آنها، فلج میشوند. لااقل سکوت، عذابمان نمیدهد. سکوت خیلی بهتر از حرفهایی است که ما معنیاش را نمیدانیم و شما پیش از همه، بی معنا بودنش را یقین دارید.
*مهدی محمدی کلاسر- دبیر اجتماعی تابناک
