
اقتصاد۲۴– مردم، رسانهها و کارشناسان میخواهند بدانند آیا تکانههای این فاجعه، تاثیری در رویکرد و رفتار سیاستگذاران و تصمیمسازان کشور برای برچیده شدن «گشت ارشاد» با آن سبک و سیاقی که همه از آن باخبر هستند، دارد یا اینکه پس از مدتی و با افتادن آبهای «اعتراض» از آسیاب «فاجعه»، باز هم «در» برای متولیان امر بر همان «پاشنه» قبلی خواهد چرخید و گشتهای ارشاد در جای جای شهر به راه خواهند افتاد. مانند ضربالمثلی که میگوید: «انگار نه خانی آمده و نه خانی رفته».
برای پاسخگویی به این پرسش، اما باید دید، مکانیسم افزایش گشتهای ارشاد بعد از تشکیل دولت سیزدهم به نسبت قبل چه بوده است؟ پرسشی که پاسخ آن ما را به نشستهای شورای عالی انقلاب فرهنگی در دولت روحانی و دولت رییسی میرساند. جلساتی که محتوای آن همه تفاوتها را شکل میدهد، مجموعه تناقضات را میآفریند و چهرههای تازهای را وارد میدان میکند. مجموعه تحرکاتی که از یک طرف ریشه در مجلس یازدهم و تحرکات اصولگرایان دارد و از سوی دیگر حضور اصولگرایان در ساختار اجرایی کشور.
برای آگاهی از اینکه چرا شدت و گستردگی گشتهای ارشاد در زمان دولت «خاتمی و روحانی» اندک و در زمان دولتهای «احمدینژاد و رییسی» بیشتر است، باید پشت پرده رخدادها و تحولات مرتبط را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهیم. این روزها گروههای دلواپس در فضای مجازی به دروغ تلاش میکنند، پایهگذاری گشتهای ارشاد را به سال آخر دولت اصلاحات (سال ۸۴) مرتبط کنند. این در حالی است که سیدمحمد خاتمی در شمایل رییس دولت اصلاحات اجازه راهاندازی گشت ارشاد را صادر نکرد و در برابر خواست این گروه ایستاد.
