وقتی شهید زرگوشی کاپشنش را به سیگار فروش پیر هدیه کرد

من و حمید به بازار کامیاران رفتیم، در گوشه‌ای از بازار، پیرمرد سیگار فروشی از شدت سرما در خود مچاله شده بود، به نزدیک پیرمرد که رسیدیم صدای تق‌تق دندان‌هایش را به وضوح می‌شنیدم، شهید زرگوش کاپشن نظامیش را از تن بیرون آورد و به دور پیرمرد پیچید.
من و حمید به بازار کامیاران رفتیم، در گوشه‌ای از بازار، پیرمرد سیگار فروشی از شدت سرما در خود مچاله شده بود، به نزدیک پیرمرد که رسیدیم صدای تق‌تق دندان‌هایش را به وضوح می‌شنیدم، شهید زرگوش کاپشن نظامیش را از تن بیرون آورد و به دور پیرمرد پیچید.

به گزارش خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» از ایلام، مسئولان دانشگاه علمی کاربردی بهزیستی ایلام با حضور در منزل شهید حمید زرگوشی به مقام شامخ مادر این بزرگوار ادای احترام کردند و از خداوند صبر عظیم برای این خانواده مسئلت کردند.

 
مجید زرگوشی، برادر شهید حمید زرگوشی بیان داشت: یکی از دوستان و هم‌رزمان حمید می‌گفت به کامیاران اعزام شده بودیم، آذر سال ۶۴ به طرز باور نکردنی سرد بود، استخوان‌ها تاب تحمل سرما را نداشتند و برف بی‌امان به زمین اجازه نفس کشیدن نمی‌داد، یک روز پیش از آغاز عملیات، من و حمید به بازار کامیاران رفتیم تا اقلام مورد نیازمان را تهیه کنیم، مردم جز برای انجام امور ضروریشان از خانه بیرون نمی‌آمدند، در گوشه‌ای از بازار کامیاران، پیرمرد سیگار فروشی کز کرده و از شدت سرما در خود مچاله شده بود.

 
وی ادامه داد: شهید زرگوشی از دیدن این صحنه بسیار متاثر شد، به سوی پیرمرد مذکور روانه شد من نیز در همراهی او به مقصدی که نمی‌دانستم کجاست روانه شدم، به نزدیک پیرمرد که رسیدیم صدای تق‌تق دندان‌هایش را به وضوح می‌شنیدم، در کمال ناباوری دیدم که حمید کاپشن نظامیش را بدون هراس از بازخواست شدن از سوی پایگاه و بی‌توجه به سرمای کردستان از تن بیرون آورد و به دور پیرمرد سیگار فروش پیچید.
 

منبع  : خبرگزاری دانشجو

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *