آمریکن کانسروتیو مینویسد: مادلین آلبرایت، نماینده وقت آمریکا در سازمان ملل، گفته بود کشته شدن صدها هزار کودک عراقی به خاطر تحریمهای واشینگتن «ارزشش را دارد.» اما ما اینطور فکر نمیکنیم.
به گزارش جوان آنلاین به نقل از مشرق، آمریکا طی دهههای گذشته عمدتاً با استفاده از دو ابزار تحریم و نیروی نظامی، جهان را به آشوب کشیده است در حالی که هزینههای مالی این ماجراجوییها را مردم آمریکا و هزینههای جانی آنها را سربازان آمریکایی، نیروهای متحد با این کشور، و غیرنظامیان بیگناه در کشورهای هدف واشینگتن پرداخت کردهاند. سیاستهای مخرب آمریکا، صرفنظر از رفتوآمد مستأجران کاخ سفید، از جورج بوش پسر گرفته تا باراک اوباما، دونالد ترامپ، و اکنون جو بایدن، کموبیش بدون تغییر ادامه پیدا کردهاند. پایگاه اینترنتی مجلهی آمریکایی «آمریکن کانسروتیو» طی گزارشی تحت عنوان «محدودیتهای شمارهی یک[۱]» مینویسد نظر به شکست سیاست خارجی واشینگتن با وجود استفاده از تمام ابزارهای قدرتش، دولت بعدی آمریکا باید فضائل سیاست خارجی، مانند فروتنی، خویشتنداری، عملگرایی، و واقعگرایی را بیاموزد. آنچه در ادامه میخوانید، گزیدهای از مقالهی آمریکن کانسروتیو است.
لازم به ذکر است که مشرق صرفاً جهت اطلاع نخبگان و تصمیمگیران عرصه سیاسی کشور از رویکردها و دیدگاههای محافل رسانهای-اندیشکدهای بینالمللی این گزارش را منتشر میکند و دیدگاهها، ادعاها و القائات این گزارش لزوماً مورد تأیید مشرق نیست. مخاطبان محترم توجه داشته باشید که گزارش زیر حاوی تصاویر و ویدیوهایی است که ممکن است برای برخی افراد دلخراش باشند.
جهان به هم ریخته، اما واشینگتن مصمم است آن را درست کند. وزیر خارجهی آمریکا به سراسر جهان پرواز میکند و به دوست و دشمن دستور میدهد. اگر هم مقامات خارجی از عمل به این دستورات امتناع کنند، «عمو سام» مشت آهنینش را بیرون میآورد. اول، تحریمها وضع میشوند تا از دستورات واشینگتن پشتیبانی کنند. توانایی و تمایل واشینگتن به انجام جنگ اقتصادی بیهمتاست. آمریکا و متحدانش خونشان از سیاستهای اجبار اقتصادی چین، مانند محدودیتهای تجاری، ممنوعیتهای گردشگری، و ممانعتهای سرمایهگذاری، به جوش میآید[۲]، که قابلدرک هم هست. با این حال، وزارت خزانهداری خود آمریکا تقریباً هر روز تحریمهای اقتصادی[۳] جدیدی را وضع میکند. هزاران دولت، کسبوکار، مقام دولتی، و غیره، در حال حاضر در «فهرست بدها» ی دولت آمریکا قرار دارند[۴]. کنگره نیز بدون لحظهای تفکر، چه برسد به بحث جدی، کشورهای دیگری را که تن به اوامرش ندهند، مجازات میکند؛ چه دوست باشند[۵]، چه دشمن. بدتر از همه، وضع تحریمهای اقتصادی علیه ملتهای پیشاپیش فقیر با هدف سرنگونی یا تحمیل خواستههای آمریکا به دولتهایشان است. هزینهی این تحریمها[۶]، که سرمایهگذاری، تجارت، و خدمات بینالمللی را بهشدت دشوار میکنند، از جیب مردم آمریکا پرداخت میشود[۷]، اما ملتهای دیگر از این تحریمها بسیار بیشتر آسیب میبینند.
تحریمهای آمریکا هم از نظر آسیبهایی که میزنند و هم، در عین حال، از نظر ناکارآمدیشان (چنانکه در مورد کوبا، ونزوئلا، سوریه، ایران، و کرهی شمالی دیدهایم) قابلتوجه هستند. وقتی آمریکا کل اقتصاد یک کشور را هدف قرار میدهد، رنج ناشی از تحریمها گسترده و گاهاً مرگبار است. مقامات آمریکایی از آسیبهایی که تحریمها به افراد بیگناه وارد میکنند، آگاه هستند، اما به هیچ عنوان برایشان اهمیتی ندارد. به عنوان نمونه، وقتی «مادلین آلبرایت» [سفیر وقت آمریکا در سازمان ملل که بعدها، بین سالهای ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۱، وزیر خارجهی این کشور شد] با سؤالی دربارهی مرگ دستهجمعی کودکان عراقی در اثر تحریمهای آمریکا مواجه شد، پاسخ مشهورش این بود: «به نظر ما ارزشش را دارد.» افسوس که بهرغم چنین هزینههای انسانی هنگفتی، نتایج عملی اندکی به دست آمده است. اگرچه تحریمهای آمریکا ممکن است در نهایت رژیمهای هدف را تضعیف کنند، اما واشینگتن تا کنون نتوانسته است ارادهی خود را به حتی یکی از دشمنانش تحمیل کند. با وجود سالها و حتی دههها تحریم، کوبا همچنان کمونیست است؛ ونزوئلا همچنان دولتی مستبد دارد؛ کرهی شمالی تسلیحات هستهای خود را رها نکرده؛ سوریه بشار اسد را از قدرت برکنار نکرده؛ و ایران نیز فعالیتهای هستهای خود را کنار نگذاشته است.
