همه را شهید کردی خانه آباد! 

ساعتی پیش دوست طلبه‌ام حمید ملکی، خودش را به خط رساند، نمی‌دانست دوتا از برادرانش اینجا شهید شده‌اند. به شوخی پرسید «حسن» چه خبر است؟ همه را شهید کردی خانه آباد!» رمق حتی حرف زدن نداشتم، گفتم درِ بهشت باز شده و دارم بچه‌ها را یکی یکی می‌فرستم تو.

ساعتی پیش دوست طلبه‌ام حمید ملکی، خودش را به خط رساند، نمی‌دانست دوتا از برادرانش اینجا شهید شده‌اند. به شوخی پرسید «حسن» چه خبر است؟ همه را شهید کردی خانه آباد!» رمق حتی حرف زدن نداشتم، گفتم درِ بهشت باز شده و دارم بچه‌ها را یکی یکی می‌فرستم تو.

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *