مأموران پلیس تهران در عملیاتی غافلگیرانه، سه متهم سابقهدار را در پاتوقی واقع در جنوبغرب پایتخت دستگیر کردند
جوان آنلاین: مأموران پلیس تهران در عملیاتی غافلگیرانه، سه متهم سابقهدار را در پاتوقی واقع در جنوبغرب پایتخت دستگیر کردند. یکی از آنها که مرد جوانی است و پیشتر در نقش خواستگار قلابی از دختران جوان کلاهبرداری میکرد، اینبار با تغییر شگردش با همدستی سارق سابقهداری دست به موبایلقاپی سریالی زد.
چندی پیش تماسهای مردمی با پلیس تهران حکایت از فعالیت گروهی از مجرمان سابقهدار در یک خانه در یکی از خیابانهای جنوبغربی پایتخت داشت. بررسیهای اولیه نشان داد این خانه که از طرف مردی به نام بهزاد اجاره شده به پاتوقی برای تحویل اموال مسروقه و مصرف موادمخدر تبدیل شده است. در بررسی پرونده بهزاد مشخص شد وی چند سابقه مالخری دارد. همین موضوع فرضیه پاتوق سارقان سابقهدار را برای مأموران قوت بخشید. مأموران در بررسیهای میدانی دریافتند بیشتر مراجعهکنندگان، معتادان و افراد خلافکار هستند که گاه این خانه را از بهزاد به صورت ساعتی اجاره میکنند. در میان مراجعهکنندگان، دو سارق سابقهدار به نامهای فریدون و پرهام نیز حضور دائمی داشتند. با به دست آمدن این اطلاعات، مأموران به دستور مقام قضایی در عملیاتی ضربتی بهزاد، فریدون و پرهام را هنگام مصرف مادهمخدر «گل» در پاتوق بازداشت و به اداره پلیس منتقل کردند. بررسی سوابق متهمان نشان داد دو نفر از بازداشت شدگان حدود شش ماه پیش از زندان آزاد شده و از آن زمان دست به موبایلقاپیهای سریالی زدهاند. شکایتهای متعددی از آنان به پلیس گزارش شده بود و تحت تعقیب قرار داشتند تا اینکه در همان پاتوق دستگیر شدند.
در بازجوییها متهمان به ارتکاب سرقتهای متعدد اعتراف کردند. «پرهام» که در پرونده او سابقه کلاهبرداری از دختران دمبخت نیز ثبت شده، صریحاً به پلیس گفت در چند ماه گذشته ۴۰ فقره موبایلقاپی انجام داده است.
دو متهم پس از اعتراف برای ادامه تحقیقات و شناسایی جرائم احتمالی به دستور بازپرس پرونده در اختیار مأموران پلیس قرار گرفتند.
خواستگار قلابی
پرهام که ۲۵ سال سن دارد در سوابق قبلیاش کلاهبرداری از دختران دمبخت ثبت شده است. او در نقش خواستگار، اموال دختران جوان را بالا کشیده و به همین جرم هم بارها بازداشت و روانه زندان شده است.
پرهام به چه جرمی دستگیر شدی؟
من و همدستم به جرم موبایلقاپی دستگیر شدیم.
چه نقشی در سرقتها داشتی؟
من راکب موتور بودم و فریدون هم موبایلقاپ بود. من در موتورسواری حرفهای بودم و معروف به رالی هستم، همدستم هم در سرقت موبایل حرفهای است. معمولاً روزهای زوج سوار موتور میشدیم و به سمت خیابانهای خلوت میرفتیم. به طعمه نزدیک میشدیم و فریدون موبایل او را میقاپید و من هم گاز میدادم و فرار میکردیم.
