
اقتصاد۲۴– به باور مارکس، حتی یک دولت مداخلهگر هم قادر نخواهد بود که تضاد طبقاتی و نابرابریهای بنیادی را کاهش دهد.
مارکس، چون مارکسیست نبود، هرگز اسیر دگماتیسم نشد و مهمتر آنکه او در پی ایجاد طبقه جدید از مارکسیستهای خودکامه اقتصادی برنیامد، اما آنچه اتحاد جماهیر شوروی بعد از مرگ لنین با آن مواجه شد، طبقهای جدید بود که اقتصاد را در انحصار خود داشت.
با پیروزی انقلاب اسلامی و رویکارآمدن دولتهای انقلابی، این رؤیا در جامعه قوت گرفت که طبقات کارگر و آسیبپذیر از حمایت حداکثری دولتها و نهادهای انقلابی برخوردار شده و در آیندهای نهچندان دور فقر از سیمای جامعه زدوده خواهد شد. این مطالبات چنان پرتوان بود که انتظار میرفت استراتژی همه دولتهای انقلابی زدودن فقر از جامعه باشد، اما با گذشت دههها نهتنها این رؤیا محقق نشد بلکه چهره فقر عریانتر از پیش عیان شد.
