
باگذشت حدود شش دهه از پیشینه تهیه نخستین نقشههای زمینشناسی در سازمان زمینشناسی و اکتشافاتمعدنی کشور، آنچه تفاوت مقیاس را به تعریف کشیده به جز در کاربری روزافزون اندازهگیریهای آزمایشگاهی و گاه تصویری، حجم و تعداد بالاتر مشاهدات و کنترل کنندههای میدانی بوده که به سبب شرایط و متغیرهای منطقهای، اقلیمی و جغرافیایی اگرچه ممکن، ولی سخت دشوار به نظر میرسد.
افزایش جمعیت و نیاز روزافزون انسان بر شناخت و بهرهگیری از منابع معدنی و زیستی موجود در پوسته زمین به عنوان تنها زیستگاه شناخته شده کنونی، نه تنها از هدف پایه و بنیادین مطالعات زمین شناختی در شناخت روزافزون و به نقشه کشیدن دادههای سطحی و زیر سطحی نکاست که هدف، روش و کاربری نقشههای زمینشناختی را متناسب با نیاز در گذر زمان گوناگونی چند باره بخشید که ناگزیر سببساز افزایش هزینه و تنوع نیاز تخصصی در مجموعههای کاربری شد. اگرچه به تجربه تهیه نقشههایی تخصصیتر و موضوعیتر در گستره محدود و موردی در چهارچوب پژوهشی بسیار مرسوم و موفق است؛ ولی پر واضح آنکه مدیریت یکپارچه اطلاعات در کاربری گسترده و نظاممند با حفظ کیفیت و در نظر داشتن شاخصها و محدودیتهای همیشگی و فراگیر زمان و هزینه نیازمند بهرهمندی و بهروزرسانی فناوریها و شیوه نامههای نوین متناسب با خواسته و نیاز منطقه ای است.
