
اقتصاد۲۴ – شاید مرداد سال ۱۳۶۲ و قبل از تصویب قانون مجازات اسلامی، برای رعایت نکردن حجاب در معابرعمومی و تعیین مجازات عملی، تصویر واضحی از این روزهای جامعه وجود نداشت. البته همان زمان و پیش از تصویب قانون حجاب بعضی افراد مثل آیتالله طالقانی گفته بودند حجاب اسلامی یعنی وقار و حجاب شخصیت: «اصل مساله این است که هیچ اجباری هم در کار نیست و مساله چادر هم نیست، وقتی در اصل دین اجبار نیست نمیتوان در فرع اجبار کرد. وقتی برای زنهای مسلمان در حجاب اجباری نیست، چه رسد به اقلیتهای مذهبی.»، اما در هر حال این قانون در ۱۸ مرداد برای زنان تصویب شد و گروهی که همیشه در بزنگاههای مهم تاریخ همچون زمان انقلاب نقش پررنگی داشت، با محدودیتی قانونی روبهرو شد. حتی طبق صحبتهای مینو مرتاضیلنگرودی، فعال ملیمذهبی در اجتماعات و تظاهرات سالهای ۵۶ و ۵۷ هم هرگز مساله حجاب زنان که حضور پررنگ داشت، مطرح نبود؛ زنان با چادر، باروسری و بدون روسری در اجتماعات حضور پیدا میکردند.
حالا و در شرایط بحث و نظر درباره حجاب این روزها، محمد توسلی، سومین دبیرکل نهضت آزادی ایران میگوید که «در واقع زنان نه از سر لجبازی و عناد با سیستم و ساختار سیاسی و ایدئولوژی حاکم که از سر احترام به اراده و هویت شخصی خودشان سعی در انتخاب پوشش دلخواه خود دارند. البته بعضا رسانهها سعی دارند با سوار شدن بر موج آزادیخواهی عرفی نسل جوان ایران، مطالبه آزادی انتخاب پوشش و سبک زندگی زنان را به ابزار سیاسی علیه حکومت تبدیل کنند، اما آنچه ثابت است و همچنان پا برجامانده است اصل مقاومت زنان در برابر ویترینی شدن هویت و عزت نفسشان برای بیان هویت حکومتهاست. ایستادگی زنان در برابر مهندسی پوشش اجباری برای زنان که پیش از انقلاب به نام ترویج سکولاریسم و تجددخواهی حکومت صورت میگرفت و بعد انقلاب به بهانه تثبیت اسلام صورت میگیرد، همچون درخت ریشهداری است که در شرایط سخت و سرکوب در بطن جهان زنان ریشه دوانده و بال و پر گسترانیده است.» از طرف دیگر به باور بعضی جامعهشناسان مثل سیمین کاظمی، آن زمان، انقلاب تازهتاسیس بود و حجاب معانی و دلالتهای دیگری غیر از آنچه امروز میشنویم داشت. حجاب نماد مبارزه با استبداد و امپریالیسم بود، ولی هر چه میگذرد این معانی کمرنگتر میشود و اساسا تاسیس گشت ارشاد برای کنترل پوشش، کار اشتباهی بوده و در واقع مواجهه نظامی با یک امر فرهنگی قطعا بینتیجه خواهد بود: «با این وضعیتی که ایجاد کردهاند الان همهی زنها بالقوه متهماند.»
مینو مرتاضیلنگرودی، عضو شورای فعالان ملیمذهبی و فعال حقوق زنان در گفتگو با هممیهن روایتی را از موضوع حجاب در اوایل انقلاب بازگو میکند: «در جریان انقلاب ۵۷ مساله حجاب مطرح نبود. هم آقای (امام) خمینی (ره) در نوفل لوشاتو مطالبات تاریخی مردم را که آزادی و دموکراسی و جمهوریت بود، در سخنان خودشان برجسته کردند و در دیدار خصوصیای که داشتند گفتند منظور از حجاب، چادر نیست. همین روسری و لباسی که شما دارید (مخاطب خانم دکتر یزدی و چند دختر جوان که حضور داشتند و عکسهای آن منتشرشده)، مورد نظر است. همچنین در اجتماعات و تظاهرات سالهای ۵۶ و ۵۷ نیز هرگز مساله حجاب زنان که حضور پررنگ داشتند مطرح نبود. زنان با چادر، روسری و بدونروسری در اجتماعات حضور داشتند. اتفاقا با توجه به فرهنگ دیرین ایرانیان، خوب به خاطر دارم برخی زنان دانشجو که افکار چپ مارکسیستی داشتند و معمولا بدون روسری بودند در آن اجتماعات، خودشان با روسری مشارکت میکردند.» او ادامه میدهد: «اما در همان ۱۶اسفند ۵۷ آقای (امام) خمینی برای اولین بار ضرورت حجاب خانمها را بهویژه در ادارات مورد تاکید قرار دادند؛ که بلافاصله با واکنش خانمها، شخصیتها و گروههای اجتماعی روبهرو شد. آیتالله طالقانی در سخنانی که در روزنامه اطلاعات ۲۰ اسفند منتشر شد، گفت: «حجاب اسلامی یعنی حجاب وقار، حجاب شخصیت. ساخته من و فقیه نیست. نص صریح قرآن است. آیه حجاب برای شخصیت دادن به زنان است، شخصیت انسانی و ملیاش در کشور… اسلام، قرآن و مراجع دینی میخواهند زنان ما شخصیتشان حفظ شود. اصل مساله این است که هیچ اجباری هم در کار نیست و مساله چادر هم نیست.» او در مصاحبهای هم گفته بود: «وقتی در اصل دین اجبار نیست نمیتوان در فرع اجبار کرد. وقتی برای زنان مسلمان در حجاب اجباری نیست، چه رسد به اقلیتهای مذهبی.»
مهندس بازرگان هم در یک ویدئوی کوتاه در نقد حجاب اجباری گفته بود: «حجاب اگر تحمیل شود پیش خدا ارزشی ندارد، چادر و روسری که با تحمیل بر سر زنان برده شود از صدتا بیحجابی هم بدتر است.» این تقابل دو نگاه اسلام سنتی و اسلام رحمانی همراه با تظاهرات و اجتماعات گسترده زنان و اظهارنظر شخصیتهای مختلف ادامه داشت و عملا از سال ۵۹ بهویژه پس از رخدادهای خرداد ۶۰، قانون حجاب اجباری در ۱۸ مرداد ۱۳۶۲ در مجلس شورای اسلامی تصویب شد و براساس آن در ادارات و اماکن عمومی مورد عمل قرار گرفت.
مرتاضیلنگرودی در پاسخ به اینکه آیا فضای جنگ بر موضوع حجاب اثر گذاشت یا نه، میگوید: «بله، جریان محافظهکار با دیدگاه اسلام سنتی از فضای جنگ بهره گرفت و کوشش کرد آن دیدگاه را نهتنها در عرصه عمومی بلکه در فضای آموزشی و رسانهها گسترش دهد. اما نتیجه این تلاشها را که با سرمایهگذاریهای سنگین در حوزههای دینی و رسانهها انجام شده است، از جمله در مدارس، امروز در عرصه عمومی و حضور گسترده دانشآموزان دختر و پسر و وضعیت حجاب زنان در سطح عمومی جامعه شاهدیم.» این فعال حقوق زنان درباره اینکه آیا تصویری از این روزها پیشبینی شده بود یا نه، میگوید پیگیری اجرای قانون حجاب در چهار دهه گذشته فراز و فرود داشته است: «در دوران اصلاحات پس از سال۷۶ فضا آرامتر بود، اما در دوران دولتهای محافظهکار احمدینژاد و امروز در دولت یکدست آقای رئیسی بیشتر مورد توجه است. امروز ما پیامدهای اجتماعی آن دیدگاه اسلام سنتی را در جامعه شاهد هستیم. تشدید اقدامات «گشت ارشاد» در دولت رئیسی بهطور طبیعی بر مبنای قانون مصوب و دیدگاه اسلام سنتی عمل میشود. اما در شرایط کنونی که جامعه در عرصههای داخلی و بینالمللی با بحرانهای جدی بهویژه در زمینه معیشتی و اقتصادی روبهروست به نظر میرسد دو جریان این برنامه را تقویت میکنند؛ جریانی که میخواهد با مشغول کردن مردم به موضوع حجاب سایر مسائل جدی در ذهنیت جامعه به دست فراموشی سپرده شود، اما جریان دیگری که نفوذیاند به دنبال تشدید بحرانهای داخلی و نارضایتی عمومی جامعهاند تا نهایتا زمینه براندازی نظام و فروپاشی جامعه که برنامه راهبردی مشخص بیگانگان است، فراهم شود.»
