شیشه بدقیافه
مواد مصرفی سیمین شیره و تریاک بود. او مواد محرک را تجربه نکرده اما میگوید: مخدر و محرک هیچ فرقی با هم ندارند. تریاک روی شیره جان آدم و استخوانها تاثیر میگذارد، شیشه و مواد صنعتی روی مغز و روح. با این مواد جدید یک روز صبح از خواب که بیدار میشوی، میبینی دیوانه شدهای و مدام توهمات رنگارنگ در سرت میچرخد و دیگر هر کار کنی، نمیتوانی به زندگی عادی هم سن و سالهای خودت برگردی.
او حدود 12 سال قبل تصمیم گرفت برای اولین بار در زندگیاش مواد مخدر را کنار بگذارد: از ترس قانون بود که اولین بار خواستم ترک کنم. سال 76 بود. ماموران آمده بودند همسرم را به جرم نگهداری و فروش مواد مخدر دستگیر کنند. من آن زمان فقط یک مصرف کننده بودم؛ به همین دلیل سه روز در اسلامشهر بازداشت شدم. بعد از آزادی ، با جلسات 12قدمی آشنا شدم.
فکرهای هیچ چیز
زمانی که سیمین از بازداشتگاه آزاد شد، خبری را در روزنامه درباره این کلاسها و جلسات خواند.
اما آن زمان شرایط ترک مثل الان نبود. تا چند سال قبل معتاد مجرم بود و کسی به او برای ترک کمک نمیکرد؛ برای همین ترک کردن پر از درد و پنهانکاری بود؛ در انزوای کامل مشغول مصرف مواد بودم. با کسی رفت و آمد نمیکردم چون فقط در خانه خودم میتوانستم مواد را راحت و بیدردسر مصرف کنم.
کارم بهجایی رسیده بود که سه – چهار ساعت سرم را میگرفتم پایین و فکر میکردم. میدانید به چه چیزی؟ به هیچ چیز. این حالت فقط افسردگی و احساس از دست رفتن و از دست دادن و بیهودگی بود. بعد از خواندن آن خبر، در خانه درد کشیدم و دوران ترک فیزیکی را گذراندم، بعد هم به جلسات وصل شدم؛ جلساتی که رفتن به آنها برایم به شدت سخت بود. من تنها زنی بودم که بین آن همه مرد رفت و آمد میکردم و از این حالت معذب بودم اما پاکیام را دوست داشتم و دلم میخواست کلاسهایم را ادامه بدهم.
