گروه دانشگاه «خبرگزاری دانشجو»- یادداشت دانشجویی*؛بعد از جنجال و درگیر ی های بسیار بر سر اکران فیلم “رستاخیز” ساخته احمدرضا درویش، –که باعث چند دستگی برخی فعالان فرهنگی جامعه شده بود- سینمای ایران با حالِ نزارش، در انتظار معجزه ای برای بهبودی، تاریخ را ورق می زد. تاریخی که به لطف راویان و مفسران، خود، محل نزاع مخالفان و موافقان است و به همین جهت، دست به دوربین شدن در این عرصه نیازمند عنصری فراتر از هنر است.
در این میان شاید هیچ منتقد و کارگردانی فکرش را هم نمی کرد که “مجید مجیدی” پا در میدان تاریخ بگذارد و صحنه هایی از آن را به تصویر بکشد. نکته ی قابل توجه درباره ی این کارگردان این است که مجیدی سبقه ای اجتماعی در سینمای ایران دارد؛ از “بدوک” گرفته تا “آواز گنجشک ها” همگی دارای مضامین اجتماعی با قهرمان هایی از جنس مردم هستند. اما مهم ترین نکته درمورد سینمای مجیدی، گره خوردن مسائل اجتماعی با دین می باشد و شاید همین نکته باعث شده تا این فیلمساز به دنبال قهرمانی برود که رسالت جهانی اش انتشار دین است.
یکی از ادعاهای روشنفکری مذموم در عصر حاضر، توهین به پیامبر خوبی ها حضرت محمد مصطفی(ص) می باشد. یکی دست به ساخت فیلمی موهن میزند، یکی کاریکاتور می کشد، یکی کتابی می نویسد و یکی هم از تریبونش استفاده می کند و به پیامبر خاتم حمله می کند. “مجید مجیدی” از آن دسته از هنرمندانی است که همواره در مقابل این هجمه ها موضع گیری به موقعی داشته است، به صورتی که در مقابل صحبت های توهین آمیز عبدالکریم سروش بیانه ای صادر کرد. حال نیز باتوجه به بدبینی ناشی از تبلیغات منفی در جهان نسبت به اسلام و دغدغه مندی دینی مجیدی، بدیهی است که این کارگردان موضوعی این چنین برای اثرش انتخاب کند.
