موفقیت هایش را، عقایدش را، ایراداتش را، حرف ها و خلقیاتش را؛ همه را باید بررسی کرد. کاری که سعی شده با استفاده از حرف های نزدیکانش و سخنرانی پرشورش در دانشگاه هاروارد انجام شود. هر چند هیچ کس به خوبی خودش نمی تواند راز موفقیتش را توضیح دهد. هفته پیش، درست در آخرین روز سال 2012 سرآلکساندر چپمن فرگوسن هفتاد و یکمین سال تولدش را با پربارترین کلکسیونی از افتخارات که یک مربی می تواند در تاریخ فوتبال داشته باشد، جشن گرفت. سرالکس جوایز و عناوین زیادی دارد؛ نه فقط به این خاطر که در یونایتد بازیکنان خیلی خوبی بازی می کنند. بلکه به خاطر اینکه او آدم ویژه ای است.
آدم ویژه ای که عده ای اعتقاد دارند بیش از اینکه کیفیتش به توان فنی اش مربوط باشد، به توان مدیریتش مربوط است. چندین و چند تحقیق در مورد الکس فرگوسن و موفقیت هایش انجام شده که ما نتایج دوتای آنها را در این گزارش می خوانیم. یکی از این تحقیق ها که نتیجه اش در گزارش ساده شده مربوط به اشتفان ژیمانسکی استاد اقتصاد دانشگاه میشیگان است، از رازهای موفقیت فرگوسن پرده برمی دارد و تحقیق بعدی را آنیتا البرس استاد مدیریت بازرگانی دانشکده بازرگانی دانشگاه هاروارد انجام داده و منجر شده به حضور فرگی در دانشگاه هاروارد. فرگوسن در هاروارد در کلاس MBA، مدیریتش را برای دانشجویان تشریح کرده. این شما و این نابغه ای که از نظر مدیریت در کنار استیو جابز قرار می گیرد؛ سرالکس فرگوسن.
مثل گوگل
این را بازیکنان به شوخی پشت سرش می گفتند. وقتی که خیلی عصبانی می شد و سر بازیکنانش داد می زد، آنقدر به صورت آنها نزدیک می شد که بازدمش با حرارتی بالا به صورتشان می خورد؛ مثل سشوار بود. دیوید بکام در توضیح اینکه چرا می گوید فرگوسن بهترین مربی بوده که داشته گفته بود: «ترس از سشوار دلیلی بود که همه ما خوب بازی می کردیم. او مربی بود که ما مجبور بودیم برایش بازی کنیم. راه دیگری جلوی پایمان نمی گذاشت.»
جنگ با همه دنیا
