آسمان، رنگ سربی گرفت و باد سردی از لابهلای ساختمانهای بلند گذشت. با نزدیک شدن به میدان ۱۳ آبان اما، سرمای هوا عقب نشست.
جوان آنلاین: همزمان با فرا رسیدن سالروز شهادت حضرت زهرا (س)، عزاداران به سوگ بانوی دو عالم نشستند. هیئتهای مذهبی و مردم شهر در جای جای پایتخت به برگزاری مراسم عزاداری پرداختند و میادین اصلی، خیابانهای پرتردد و محلات، صحنه حرکت دستهها و حضور جمعیتی پرشور شد. در این میان، اجتماع «یاس کبود» در میدان ۱۳آبان و گردهمایی چند هزارنفری امت فاطمی با بازسازی صحن انقلاب حرم امام رضا (ع) در میدان نبوت، در دو سوی تهران حالوهوایی متفاوت و همزمان از ارادت و حزن فاطمی به وجود آورد.
آسمان، رنگ سربی گرفت و باد سردی از لابهلای ساختمانهای بلند گذشت. با نزدیک شدن به میدان ۱۳ آبان اما، سرمای هوا عقب نشست. جمعیتی که از کوچههای باریک و خیابانهای شلوغ آمدند، مثل شعلههای کوچک و زندهای بودند که در کنار هم آتشی بزرگتر میساختند. بزرگترین اجتماع فاطمیون دارالمؤمنین تهران در حال شکلگیری بود، اجتماعی که تهران را برای چند ساعت، در یک حس مشترک تنفس میداد.
سوگ مشترک
لحظه به لحظه، حضور مردم بیشتر شد. از گوشه و کنار شهر، دستهها با پرچمهای سیاه، چفیهها و دستانی که نشانههای ایمان را به اهتزاز درآوردند، به سمت میدان روانه شدند. هر قدمی که برمیداشتند، گویی گامی بهسوی معنای عمیقتری از ارادت بود. حتی در دل جمعیت شلوغ، وقتی نگاه میکردی، چهرهها آرام بود، لبها به ذکر و دعای خالصانه مشغول شدند و هر قلبی در این ساعتها، به یاد حضرت زهرا (س) میتپید.
زنان و مردان از هر سن و سال در این جمع حضور داشتند، از نوجوانان با شورِ جوانی گرفته تا پیرمردانی که عصا به دست در دل این راهپیمایی معنوی گام میگذاشتند. بوی چای تازهدم، خوراکیهای نذری و عطر ادویههای محلی از میان خیمهها و موکبها به مشام میرسید و رنگ سیاه، سفید و سبز پرچمها، یکپارچگی این اجتماع را شکل میداد. دیگر از تفاوتها خبری نبود، تنها یک صدا شنیده میشد «لبیک یا فاطمه».
مجتبی فیلسوفزاده، معاون امور اجتماعی و فرهنگی منطقه ۱۴ در رابطه با اجتماع «یاس کبود» گفت: «این مراسم با رویکرد محلهمحور و با مشارکت هیئتهای مذهبی، حوزه مقاومت بسیج و گروههای جهادی برگزار شد و تلاش داشت آیینهای فاطمی را به نزدیکترین نقاط زندگی مردم بیاورد.»
فاطمه تنهایی، شهردار منطقه ۸ نیز با اشاره به نبود اجتماعات بزرگ در شرق تهران توضیح داد که این گردهمایی هر ساله با حضور هزاران نفر برگزار میشود و آیینهایی همچون چهارپایهخوانی، دمامزنی و برنامههای محلی تحت عنوان «ساحت خورشید» زمینه مشارکت فعال محلات را فراهم میکند. به گفته او، بازسازی صحن انقلاب از تجربه موفق ماه رمضان الهام گرفته است: «تجربه خوب بازآفرینی صحن انقلاب در ماه رمضان باعث شد امسال نیز این فضا در میدان نبوت ایجاد شود. هویت منطقه ۸ بر محور خانواده و منتسب بودن به امام رضا (ع) است و تلاش میکنیم این هویت در برنامههای بزرگ مذهبی تجلی پیدا کند.»
فقط باید نگاه کرد و فهمید
از میدان نبرد، صدای دمام، مثل ضربههای قلبی آرام، اما ممتد، هوای خیابان را شکافت. دستهها با نظم خاصی پیش میآمدند، علمها بالا، پرچمها در اهتزاز و پاهایی که روی آسفالت سرد، همان قدمهایی را تکرار میکردند که شاید قرنهاست در عزاداری فاطمی تکرار میشود.
دو نوجوان، کنار مسیر حرکت دسته ایستاده بودند. یکیشان که کلاه بافتنی سر کرده، سرش را جلو آورد و گفت: «امسال اولین بار است که آمدم. مادرم میگفت باید خودت بروی و ارادت مردم به فاطمه (س) را ببینی.»
نوجوان دیگر هم، وقتی جمعیت از مقابلشان رد شد، زیر لب گفت: «یک حس عجیبی در اینجا هست که نمیتوانم آن را بگویم، انگار فقط باید نگاه کرد و فهمید.»
مسیر میدان نبرد تا میدان ۱۳ آبان، منظرهای شبیه حرکت رودها داشت. هر دسته که نزدیکتر میشد، گروههای مردمی به آن اضافه میشدند، زنانی که بچههایشان را در آغوش گرفتهبودند، پیرمردهایی که با عصا قدم برمیداشتند، مردانی که چفیه روی شانه انداخته بودند و نوجوانهایی که برخیشان با چشمهایی خیس، پرچمهای سیاه را همراهی میکردند.
از رشتهکوه آدمها، یک انرژی عجیبی بلند میشد، ترکیبی از احترام، اشک و نوعی همدلی که فقط در مناسبتهای خاص سرریز میشود.
