به گزارش خبرگزاری آنا، بررسی تحولات سیاسی و امنیتی عراق در دو دهه گذشته، نشان میدهد که در پسِ هر آشوب سیاسی، هر توافق پشت پرده و هر تلاش برای برقراری آرامش، یک استراتژی بلندمدت از سوی ایالات متحده آمریکا نهفته است که هدف اصلی آن، تجزیه سرزمینی عراق بر اساس خطوط قومی و مذهبی است. این رویکرد، که سابقه آن به طرحهای پیشین مانند ایده “فدرالیسم منطقهای بایدن” در سال ۲۰۰۶ بازمیگردد، بر این پایه استوار است که تداوم حیات یک عراق یکپارچه، مقتدر و مستقل، با منافع استراتژیک واشنگتن و شرکای منطقهای آن، خصوصاً رژیم صهیونیستی، در تضاد کامل قرار دارد.
در این چشمانداز ژئوپلیتیکی، فرآیند اعمال فدرالیسم در ساختار حکومتی عراق، نباید صرفاً به عنوان یک سازوکار دموکراتیک برای مدیریت تنوع قومی تلقی شود، بلکه باید آن را گامی اولیه و ضروری در جهت اجرای طرح نهایی تجزیه نگریست. نسخه مدرن این نقشه ترسیم شده توسط بازیگران فرامنطقهای، عراق را به سه حوزه حکومتی مجزا (کردی، سنی و شیعی) تقسیم میکند. این ترسیم مجدد، تکرار تراژدی تاریخی قرارداد سایکس-پیکو در دوران معاصر است که هدفش ایجاد دولتی متفرق، شکننده، درگیر با خود و در نتیجه، نیازمند مداخله مستمر خارجی است.
اگرچه این تفکیک، همواره به عنوان یک هدف استراتژیک در سایه باقی مانده است، اما از خلال فشارهای مداوم برای تضعیف ارکان دولت مرکزی در بغداد، ماهیت واقعی آن نمایان میشود. این استراتژی بر این فرض استوار است که هرگونه دولت مرکزی قدرتمند در عراق، به دلیل منابع عظیم انرژی و جایگاه محوریاش در جهان اسلام، به سرعت از مدار نفوذ غرب خارج شده و به بازیگری مستقل در معادلات منطقهای تبدیل خواهد شد.
